ŷ

Hossein Sharifi's Reviews > کالیگولا

کالیگولا by Albert Camus
Rate this book
Clear rating

by
43579257
's review

really liked it

Albert Camus


آبزرود چیست؟ هنگامی که تضادی بین آرمان ها و واقعیت وجود دارد. یک بی قوارگی و عدم تناسب بین خواست شخص و واقعیتی که آن شخص با آن رو به رو خواهد شد. این واژه در تئاتر اولین بار توسط مارتین اسیلین معرفی شد.
(The theatre of the absurd)
همانگونه که مشاهده میکنید قبل از واژه
Absurd
از حرف تعریف
The
استفاده شده است. این حرف تعریف به واژه ذکر شده جنبه همگانی و جهانی می دهد. این پوچی و عدم تناسبی را که شما در واقع در شخصیت ها و یا ساختار و یا مفهوم یک اثر آبزورد می بینید، بازتابی است از جهان و بی قوارگی های اطرافش. وضعیت و حال انسان آشفته و سرگردان.
به عقیده مارتین اسلین : اگر یک نمایشنامه خوب باید داستانی طرح ریزی شده و روشن داشته باشد ، نمایش آبزورد نه داستانی دارد و نه طرحی ؛ اگر یک نمایشنامه خوب باید به خاطر شخصیت پردازی موشکافانه و انگیزه های درست آن در جهت عمل اشخاص قضاوت شود ، نمایش های آبزورد اغلب فاقد شخصیت هایی باهویت بوده و تقریبا " آدم ها شبیه به عروسک های مکانیکی به تماشاگر عرضه می شوند.
به عقیده مارتین اسلین اگر یک نمایش غیر ابزورد باید طرحی کاملا " دقیق با تمام جزئیات داشته باشد ، در نمایش های آبزورد نمی توان دقیقا " مشخص کرد نمایش از کجا آغاز شده و در کجا خاتمه می یابد زیرا این گونه نمایش ها غالبا " شروع و پایان مشخصی ندارند .
وی همچنین می گوید اگر یک نمایشنامه غیر ابزورد باید آیینه ای از طبیعت و محیط اجتماعی باشد و خلق و خوی عصر خود را به بهترین وجه شرح کند نمایش های آبزورد اغلب انعکاس هایی از رویاها و کابوس های بشری هستند و بالاخره اگر یک نمایشنامه غیر ابزورد بر زبانی شوخ و زنده و تند تکیه دارد ، نمایش های آبزورد اغلب ترکیبی از سخنان نامعلوم و بی ربط و متناقض هستند .
اما اگر چه بسیاری از این موارد را می توان در اکثر نمایشنامه های آبزورد یافت ، اما وجود چنین مواردی به منزله ضعف نمایشنامه های آبزورد نیست چرا که آبزوردیسم محصول سیر تحولی فلسفه ، مذهب ، افکار اجتماعی ، سیاست ، اقتصاد ، ادب و هنر عصر خود بوده و آیینه تمام نمای جامعه غربی به شمار می روند .
description
داستان "کالیگولا" در مورد سومین امپراتور روم است که سلسله وار و نسل در نسل همچون دیگر حکومت های خودکامه به قدرت رسیدند و
(view spoiler)


description

در صحنه آخر نمایش، کالیگولا در اتاق خود تنها نشسته و در آینه با خود حرف می زند و منتظر کشته شدن است. تنها یار وفادارش هلیکون است که تا آخرین لحظه با او مانده است. در این صحنه ابتدا چیزی که به شدت خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد، سکوت حاکم در اتاق است که شخصیت را به سمت صحبت کردن با خود پیش می برد. چاره ای جز این نمی یابد و آنقدر درآینه حرف می زند که باور می کند واقعا دارد با کسی مکالمه می کند. بنابراین شروع می کند به تمجید از خود و از افتخاراتش و البته توجیه اشتباهاتش. در عین حال رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهد : جلوی تصویر خود زانو می زند، گریه می کند، می خندد و فریاد می زند. همه اینها نشان از این دارد که این شخصیت به اوج جنون رسیده است که اینگونه مونولوگی را با خود آغاز می کند.
به واقع، از طریق حرف زدن است که می خواهد بار این همه جرم و جنایت را کم کند. این مونولوگ برای او سه بعد دارد : بعد اول احساس مجرم بودن است. دوم احساس زجر و درد حاصل از این جرم است و بعد سوم احساس جنون او است که باعث می شود ناگهان بلند شود و نیمکت را به سمت آینه پرتاب کند تا تصویر توهمی خود را در هم بشکند. او می خواست بر مرگ چیره شود و حالا که نوبت مردن خود او است درمانده شده و دیگر هیچ چیزی را احساس نمی کند.


description

با آوردن مضمون دوگانگی در این نمایشنامه، کامو نظر خود را در مورد دوگانه بودن زندگی شرح می دهد. او اعتقاد دارد که همیشه خوب و بد وجود دارند و وجود هرکدام به وجود دیگری نیازمند است و نمی توانند بدون یکدیگر باشند اما مسئله مهم برای انسان این است که در کشش میان این دو قطب بماند تا بتواند دوام بیاورد. او سیزیف را مثال می زند که محکوم است به بالا بردن سنگی به قله یک کوه و هر بار که این کار را انجام می دهد، سنگ غلت خورده و به پایین کوه بر می گردد و سیزیف این کار را از نو انجام می دهد. کامو می گوید که آن لحظه که سیزیف سنگ را بالا می برد پر از امید و انرژی است و هنگامی که سنگ پایین می غلتد، سیزیف امید خود را از دست می دهد اما دوباره این سیکل شروع می شود و ادامه می یابد. باید آگاه بود که نمی توان همیشه در یکی از این دو قطب قرار داشت و زندگی تلفیقی از خوب و بد، زیبا و زشت، سخت و آسان و هزار دوگانه دیگر است. کامو برخلاف سارتر، عقیده داشت که تنها آزادی انسان، خودکشی است ولی راه حل نیست.
کالیگولا با کشتن دیگران بزرگترین اشتباه خود یعنی تنها و طرد شدن را مرتکب می شود در صورتی که راز خوشبختی همان همبستگی و همدلی است. خودکامگی کالیگولا است که اطرافیان را به طغیان وا می دارد و تمام ابزوردیته کامو در همین مبحث خلاصه می شود که خیر و شر به یکدیگر نیاز دارند و این کشمکش ها است که انسان را پله پله به سمت بهتر شدن می رساند.


منابع: مجید امرایی - تئاتر آخرالزمانی
Albert Camus | Caligula theatre of the absurd by Simon Lea | 2012




31 likes · flag

Sign into ŷ to see if any of your friends have read کالیگولا.
Sign In »

Reading Progress

October 1, 2016 – Started Reading
October 1, 2016 – Shelved
October 3, 2016 – Finished Reading

No comments have been added yet.