Suzan's Reviews > جن نامه
جن نامه
by
by

"چه دنیایی برای ما به میراث گذاشتهان� این اهل علم و منطق! میان این راهروهای دراز و باریک و بیخموچ� میرون� و میآین� و نمیبینن� که نه سایها� دارند و نه حتی بویی. بی هیچ خاطرها� میرون� و مینشینن� پشت میزهاشان و منشیگر� میکنن�. حتی بندیان بسته به کند و زنجیر بیش از اینه� دارند. خیابانهاشا� و خانههاشا� را روبیدهاند� مثل بندی که رختها� را باد برده باشد و حالا فقط بند مانده، دراز و باریک از این دیوار تا آن دیوار، از این میخ تا آن میخ. لعنت بر باد باد و دوصد لعنت بر این عاملان این جاروکشیه� که جهان ما را، خانهه� و حتی خانهها� ذهنهاما� را خالی کردهان�. باید پرش کرد، باید در پشت هر دری و حتی در سایه� عریان این سیم آویخته از این سقف چیزی به ودیعت گذاشت، تا در هر کنج و پسلها� پری کوچکی باشد خفته اما منتظر تا صدای عاملی بیدارش کند، نه اینطو� که حالا هست که وقتی ناسخی بیدار میشود� در پشت سایش شاخها� به پشت شیشه هیج نباشد. غلت هم که میزند� میدان� که کسی نمیآی�. وقتی هم سرگردان کوچهه� میشو� هیچ سایهای� همزادی با صداهای کفشها� همپا نمیشو�. شب هم که خسته به خانه میآی� بی هیچ بگوومگویی در رختخوابش، بی جفت، میخواب� و تن خسته به خوابی بی رؤیا میسپار�."
Sign into ŷ to see if any of your friends have read
جن نامه.
Sign In »
Reading Progress
September 2, 2012
–
Started Reading
September 2, 2012
– Shelved
September 25, 2012
–
Finished Reading