ŷ

Jump to ratings and reviews
Rate this book

سفر شب

Rate this book
سفر شب در ۱۲ فصل نوشته شده و داستان جوانی به نام هومر است که در دهه چهل در تهران با دوستانش به کافه‌گرد� و خیابان‌گرد� مشغولند. او آرزومند است در نقش هملت بازی کند اما او را در نقش امیرارسلان به بازی می‌گیرن�.

241 pages, Paperback

First published January 1, 1959

8 people are currently reading
318 people want to read

About the author

بهمن شعله‌و�

5books24followers
بهمن شعله‌و� نخستین داستان‌ا� را در ۱۲ سالگی منتشر می‌کند� در ۱۴ سالگی نخستین کتاب ترجمه‌ا� را منتشر می‌کند� در هفده سالگی «خشم و هیاهو»ی فاکنر را ترجمه می‌کند� و در هیجده سالگی رمان «سفر شب» را در کم‌ت� از دو ماه، در یک کافه می‌نویس� و از هنگام انتشار آن، که به عنوان دبیر اقتصادی پیمان سنتو در ترکیه بوده است، داستان فرار و مهاجرت او آغاز می‌شو�.
بهمن شعله‌و� تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران گذراند و دانشکده پزشکی دانشگاه تهران را تا دوره انترنی دنبال کرد. ولی پیش از پایان دوره انترنی و گرفتن درجه دکترای پزشکی، با پذیرفتن یک پست دیپلماتیک با سمت دبیر اقتصادی پیمان سنتو، در سال ۱۹۶۵ ایران را بقصد ترکیه ترک گفت. پیش بینی کرده بود که پس از چاپ رمان سفر شب جانش در ایران در خطر خواهد بود. سفر شب پس از گذشتن از هفت خوان سانسور در ایران در سال ۱۹۶۷ در تهران چاپ و پس از چند ماهی تحریم و جمع‌آور� شد.
بهمن شعله‌و� ۶۶ ساله اکنون چندین کتاب شعر و داستان به زبان انگلیسی دارد، دکترای روان‌‌پزشک� دارد، دکترای ادبیات انگلیسی دارد، آثار خودش را به زبان اسپانیایی، ایتالیایی و... ترجمه کرده و می‌‌کن�

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
46 (25%)
4 stars
64 (36%)
3 stars
50 (28%)
2 stars
8 (4%)
1 star
9 (5%)
Displaying 1 - 29 of 29 reviews
Profile Image for Ahmad Sharabiani.
9,563 reviews711 followers
May 3, 2017
The Night's Journey, Bahman Sholehvar
تاریخ نخستین خوانش: پانزدهم دسامبر سال 1970 میلادی
عنوان: سفر شب؛ نویسنده: بهمن شعله� ور؛ تهران، کتاب خوشه، 1345؛ در 241 ص؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایران - قرن 20 م
بهمن شعله ور (1319): رمان نویس، شاعر، ادیب، مترجم، منتقد، روانپزشک و ...؛ کار نوشتن، و ترجمه را در سیزده سالگی شروع کردند. در سنین هجده و نوزده سالگی، «خشم و هیاهو» اثر: ویلیام فاکنر؛ و «سرزمین هرز: اثر: تی. اس. الیوت؛ را به فارسی برگرداندند، و این دو هنوز از برجسته� ترین کارهای ترجمه، در زبان فارسی به شمار هستند. پس از اخذ تابعیت امریکا بیشتر نوشته� های ایشان، به زبان انگلیسی و در خارج از ایران منتشر شده است. آغاز متن داستان: کافه اختیاری هنوز خلوت بود. آرام پشت بساط ایستاده بود و داشت کالباس میبرید. سه تا جوانک، کنج مغازه، دور یک میز نشسته بودند، و گارسن تازه مغازه - جوانکی گیج و دهاتی نما با روپوش سفید - داشت میزشان را میچید. موسیو اختیاری پشت دخل میله دار نشسته بود، و دم بدم نیم خیز میشد، و به ساعت دیواری بالای سرش نگاه میکرد. از اینکه ساعت شش و نیم بود و هنوز کافه خالی بود خیلی کلافه بنظر میرسید. پایان نقل
ا. شربیانی
Profile Image for Asad Asgari.
152 reviews48 followers
March 16, 2022
یک کتاب ماندگار و درخشان در ادبیات ایران. کتابی که لحنش خاص و دلنشین بود و شخصیت پردازی و توصیفاتش درجه یک. نویسنده آدم رو می‌بر� به دوره‌ا� از تاریخ معاصر و خواننده می‌تونس� به خوبی اون دوره و مناسبات حاکم بر اون دوره رو درک و لمس کنه و از زندگی اجتماعی اون سال‌ه� تصویر روشنی بدست بیاره. مونولوگ‌ها� کتاب بدون هیچ اغراقی در ادبیات ایران کم نظیر بود. کتاب داستان نسبتاً پرکششی داشت از سرگشتگی یک عده جوان و نویسنده با هنرمندی آرزوهای ناکام مانده اونها رو به تصویر کشیده بود. چقدر از فصل مربوط به اکبرشیراز و مونولوگ‌ها� لذت بردم، چقدر فصل آخر کتاب درخشان بود هرچند ابتدا گیج کننده به نظر می‌رسی� و ارتباطی میان این فصل و سایر فصل‌ه� پیدا نمی‌کرد� اما هرچه به صفحات آخر نزدیک می‌شد� و پس از آنکه بهمن شعله ور، عیسی مسیح رو به عنوان یکی از شخصیت‌ها� نمایشی که هومر قرار بود بنویسه به صحنه آورد فهمیدم نویسنده چقدر با ظرافت و هوشمندی میخواسته پوچ بودن همه چیز رو در نهایت به مخاطبش منتقل کنه و بهش بگه هیچ منجی و نجات دهنده‌ا� درکار نبوده و نیست و شب همیشه سیاهه همچون روزگار ما از گذشته تا کنون و حتی در آینده و به قول خود نویسنده سفر بیهوده ما در این شب همچنان ادامه داره. یکی جای کتاب در فصل آخر این دیالوگ میان عیسی مسیح که بر صحن نمایش حاضر شده و یکی از تماشاچیان برقرار میشه که به نظرم نویسنده با شهامت مثال زدنی این سطرها را به قلم آورده:
تماشاچی می پرسه جناب استاد بفرمایید فلسفه مصلوب شدن و رستاخیز مجدد جنابعالی چه بود؟
و عیسی در پاسخ میگه مصلوب شدن بنده بیشتر یک نوع نمایش تبلیغاتی بود که تحت فشار تهیه‌کنند� و کارگردان صورت گرفت. اما رستاخیز مجدد من بیشتر بخواهش تماشاچیانی بود که از داستان‌ها� هپی اِند خوششان می‌آی�.
Profile Image for Alialiarya.
197 reviews75 followers
February 26, 2022
درباره‌� سفر شب این کتاب درخشان بسیار گفته‌ان� و تحلیل کرده‌ان�. حقیقتا سخن گفتن درباره‌� این کتاب سخت است. به‌نظ� من سفر شب روایت یک نسل است. نسلی که در دهه چهل جوانی‌ا� را طی می‌کن�. نسلی مغموم، ناامید و گرفتار. افرادی که نه توسط پدرانشان فهمیده می‌شون� نه می‌توانن� میان خودشان روابطی ایجاد کنند. نسلی که هم از گذشتگان و هم از حالش جدا افتاده است. ارتباط میان هومر و پدرش در رمان که فوق‌العاد� در مونولوگ‌ها� این دو نفر تفاوت‌شا� در نگاه به جهان را می‌فهمی� ارتباط تمامی افراد ماست با گذشتگان‌شا�. سفر شب نشان می‌ده� که چگونه عدم درک متقابل و امید به رشد می‌توان� تمامی نیروها را از بین ببرد. آن‌چ� سفر شب را از باقی آثار متمایز می‌کن� این است که سفر شب این افسارگسیختگی و پیچدگی مسایل و روابط را وارد متنش می‌کن�. سفر شب پر است از مونولوگ‌ها� طولانی از تغییرات زاویه دید و لحن از جملات طولانی تند و بی‌پرو�. اوج آن در فصل پایانی کتاب است که از دین و سیاست و اقتصاد و تفاوت‌ها� غرب و شرق و ... را می‌توا� در آن یافت. مانند تمام آثار بزرگ ادبی زبان اثر خود نشان‌ٔدهند� حالات زمان و شخصیت‌هاس�. هومر یکی از ویژه‌تری� شخصیت‌ها� ادبیات فارسی‌س�... پسری که از نامش تا روابطش با دوستان و خانواده‌ا� دچار مشکل است و نمی‌توان� روحیات درونی‌ا� را به دیگران نشان دهد...
.چه شاهکار غریبی

Profile Image for بهاره ارشدریاحی.
Author5 books128 followers
June 18, 2016
سفر شب بهمن شعله‌و� از آن کتاب‌های� است که جدا از ارزش داستانی از نظر تاریخی برای ما مهم است. در پرسه‌ها� شخصیت‌ها� این رمان تهران را در اواخر دهه‌� چهل و پنجاه می‌بینیم� از دربند تا شهر نو. آن‌چ� در پوسته‌� کاراکترها تجربه می‌کنی� بسیار واقعی و ملموس است. سفر در زمان و پرسه زدن در خیابان‌ها� تهران قدیم اولین و تاثیرگذارترین تصویر سفر شب است. البته از نظر تکنیکی رمان در جاهایی دچار خبط نظرگاه می‌شو� و در جاهایی نیاز به بازنویسی و ویرایش احساس می‌شو�. ولی در نگاه کلی در سفر شب لحن، تیپ و طبقه‌� مختلف افراد به خوبی ساخته شده، مکان‌ه� به روشنی به تصویر کشیده شده و دیالوگ‌ه� قوی و کم‌نقص‌ان�. خط روایی داستان حول زندگی شخصیت «هومر» مثل پرسه‌های� که در تاریکی شب می‌زنیم� نامنظم است و گاهی به بیراهه می‌زن� ولی در نهایت به نقطه‌� پایان می‌رسد� به صبح...
Profile Image for Amin Sedaghatpour.
86 reviews9 followers
July 14, 2014
تک گویی شخصیت ها تو فصول مختلف کتاب بی نظیره. از تک گویی بلند و جذاب اکبر شیراز تا تک گویی زن بابا. بهترین پردازش شخصیت هایی هست که تو داستان های ایرانی خوندم.
Profile Image for Morvarid.
54 reviews23 followers
April 7, 2018
می‌گوین� سفر شب اولین رمان شهری ادبیات ایران است. برای من تصویرهایی که از تهران قدیم‌� تهران خیلی قدیم می‌دا� و به خوبی هم توصیف شده بودند جذاب‌تری� جنبه‌� کتاب بود. داستان اکبر شیراز، مخصوصا فصلی که خودش روایت می‌کن� را خیلی دوست داشتم. از فصل آخر چندان چیزی دستگیرم نشد که در مصاحبه‌ا� خواندم شعله‌و� گفته بود نمی‌خواست� کسی بفهمد چه می‌گوی�. خب mission accomplished جناب شعله‌و�.
Profile Image for Arvin.
24 reviews10 followers
January 19, 2014
هرچیزی که از یه داستان میشه انتظار داشت - توصیف ، فضاپردازی و شخصیت پردازی‌ها� عالی به زعم من ، با یه داستان خطی رو به رو هستیم اما تو این سبک به نظر من خیلی خووب کار شده - طنزی توی لحن داستان از اول تا آخر هست که توی فصل آخر به اوج میرسه
عوض شدن زاویه های ِ روایت به نحو خوبی انجام میشه ، هر فصل داستان مربوط به یک شخص میشه گاهی اول شخص و گاهی سوم شخص ولی زیر سایه ی هومر - شخصیت اصلی - همه جمع و جور میشن .
لحنها خیلی خوب و درست با تیپ شخصیتها یکپارچه س .
اما در مورد کل داستان شخصیتها چه لات و چه پزشک و چه شاعر زیر سایه ی نا امیدی زندگی میکنن ، هرکدوم گیر درگیریهای اخلاقی - به معنای مرسومی که توی فلسفه ی اخلاق مطرحه - هستند و مدام در حال به چالش کشیدن خودشون هستند ، یا نویسنده اینکارو میکنه یا خود شخصیت با تکرار و یا پرسش از خودش این به چالش کشیدن و پرسش از خود رو به ما نشون میده .
دیگه بیشتر از این چیزی به ذهنم نمیرسه : )
Profile Image for Hilda hasani.
160 reviews173 followers
July 13, 2024
«و شب هنوز هم گویی ادامه‌� همان شب بیهوده است»
از شب بگو تا در دل سفر شب رنج و فقدان، نقاط کور زندگی آدمیان و ناشناختگی را دعوت کنی.
داستانی که برای ذهن منِ ۱۴۰۳یی پیشرو است، وقتی از پرسه‌� پسرهای نوجوان در سال‌ها� دهه‌� ۴۰ در تهران صحبت می‌کن�. هومر و دوستانش که شهر را در «شب» گز می‌کنند� از کافه اختیاریه و مشروب‌نوشی‌ها� تا شهر نو و عبور از کنار عشاقی که در اتوموبیل‌ه� و در سایه‌روش� خیابان در حال بوس و کنار هستند. شب تمامی این مفاهیم را تداعی می‌کند� همچنان که ابزاری است در دست نویسنده.
اگر سفر شب را یک نمایش‌نام� بدانیم، شعله‌و� طراحی صحنه‌� این نمایش را ابدا نادیده نگرفته است. پررنگ‌تری� بُعد این داستان برایم ارتباط بین مکان و راویان است. شعله‌و� به معنی واقعی مکان را برای ما شرح می‌دهد� سرپل‌تجریش� اکبر شیراز از سرپل تجریش هومر متفاوت است. و کافه‌ها� نادری و فیروز و فردوسی، اسپرسو و اختیاریه یا حتی سینما رادیوسیتی و دلال‌های� که بلیت‌‌ها� ایرما خوشگله را در گرماگرم سینماهای تازه‌تأسی� سینما دولاپهنا حساب می‌کنن�. همه از سرگشتی هومر می‌گوین� و از چرخه‌� درحال تکرار گریز، مصالح و فروپاشی او و شخصیت‌ها� دیگری که به‌ترتی� وارد صحنه شدند. من دلم می‌خواه� حرف تکراری را کوتاه کنم و شهر را از نگاه شعله‌و� مز‌مز� کنم. او نگاهی بدبینانه به رسم کافه‌نشین� در بین روشنفکرها دارد و تمام آن‌ه� را دست می‌انداز�. او خودش هم به نوشتن آن نمایش‌نامه‌‌ا� که مدام می‌گوی� نائل نمی‌شود� از این کافه به آن کافه می‌رو� تا شاید پرده‌ا� تار پیش چشمش ترسیم شود و بتواند بنویسد اما همواره فضا او رو می‌ربای�.
البته که از شب کتاب گفتم و این پدیده‌� جدیدی است، اینکه زیست شبانه‌ا� وجود داشته باشد و اصلا بشود از یک‌ساع� به‌خصو� به‌بع� و بعد از تاریک شدن در فضایی خارج از چارچوب امن خانه حضور داشت. و الان این امکان با مدرنیته‌� پرسرعت تزریق شده زیر پوست واقعیت‌ها� اجتماعی ممکن شده است. و ما راویان داستان را در تنازع زیاد با این موضوع می‌بینی� و شاید از این قابلیت فضاسازی برای شکل دادن آن تناقضی استفاده می‌شو� که جهان کهنه و نو با شدیدترین حالت خود در حال دست‌و‌پنج� نرم کردن با آن هستند. تناقضی که در جهان هومر تبدیل به سلبی دیدن همه‌چی� می‌شو�.
این کتاب بیگانگی سوژه‌� مدرن را در مواجهه با جهانی که قرار است با فراهم کردن امکاناتی تو آسایش را فراهم کند برای من ترسیم کند؛� البته که به همین زاویه� و جهت‌گیر� فکری هم کمی بدبینم. اما هرچه باشد می‌توان� سوژه‌� زیست‌پذی� در شهر مدرن در شهر جهانی را درگیر ملال و سرگشتگی دید و این سرگشتگی علاوه بر اینکه موضوعی جهانی است با حال‌و‌هوا� جامعه‌� پس از اتفاقات کودتا نیز پیوند می‌خر� و یک سوال را برای من باقی می‌گذارد؛� که روشنفکران آن سال‌ه� که همین الان در خیلی از جمع‌هایما� به آن‌ه� حسرت می‌بری� و می‌گویی� چنین جمعی از نویسندگان و نظرورزان دیگر نداریم، اصولا که بودند؟ بر چه نقاطی تأثیر وارد می‌کردن� و کارکرد حضورشان در جامعه، اگر می‌خواستن� سلبی نباشد چه بود؟
Profile Image for Ali Ahmadi.
121 reviews64 followers
June 28, 2024
[یادداشت قدیمی]

سفر شب. داستان هومر، دانشجویی که چون آونگی بین خواندن (یا صحیح‌تر� نخواندن) پزشکی� و پیمودن مدارج عالیه مثل پدر همیشه‌بدهکا� دلقک‌مآب� یا نوشتن و بازی کردن نوسان می‌کن�. یک گروه دوستانش شاعران و نویسندگان توسری‌خورده‌� کافه فردوسی و نادری‌ان� که یا نمی‌توانن� از تیغ تیز سانسور عبور کنند و اگر هم عبور کنند کسی خریدار حرفشان نیست، و گروه دیگر عرق‌خور‌ه� و جاهل‌ها� تجریش مثل حسین دیپلمه و اکبر شیراز، که هر چه نداشته باشند حداقل تکلیفشان با خودشان روشن� است. شعله‌و� که خودش مترجم و نویسنده و شاعر هم هست (البته نه‌چندا� اسم‌درکرد� برخلاف خیلی از هم‌نسلان�)، کالبدشکافی دقیقی از نسلی بی‌آرز� و پرکابوس می‌کن�. آنچه که اما با این روزها تناسب دارد شاید این بخش از کتاب باشد:


رحمت از شاعر بدنام پرسید «راستی تو چطور شد شاعر شدی؟» شاعر بدنام گفت «وقتی خدا شغل قسمت می‌كرد� من از كون‌گشاد� زير يه درخت خوابيده بودم. وقتی بيدار شدم همه شغلا رو قسمت كرده بودن، فقط جاكشی مونده بود و شاعری. تا خواستم جاكشی رو ور دارم يكی پريد اونم قاپيد. اينه كه من موندم و شاعری.» بعد منشی از در آمد تو و رفت پيش بقيه نشست. دو تا جوانک آمدند تو و رفتند به مستراح. وقتی از مستراح بيرون آمدند داشتند دماغشان را فرت و فرت بالا می‌كشيدن�. اين بود كه آندرانيك جَلدی سراغشان رفت و يكی دو تومنی تلکه‌شا� كرد. بعد بحث بر سر اين شد كه شعر بامداد بهتر است يا شعر اميد و منشی بالای منبر رفت كه اصلا اميد شاعر نيست چون به نظر او كسی كه راجع به كفتربازی شعر بگويد اصلا شاعر نيست. جلال پرسيد پس به نظر او چه كسی شاعر است و او گفت خودش، بامداد و شاعر بدنام. بعد گفت شاعر بدنام بنظر او نابغه است، نه به‌دلي� شعرهایی كه گفته بلكه به‌دلي� شعرهایی كه هنوز نگفته، و رحمت بهش گفت كه درِ ماتحتشش را بگذارد و كمتر كس‌وشع� بگويد.


بلاخره نه شاعری مقدس‌تری� حرفه‌� دنیاست و نه شعرْ یگانه کیمیای زندگی. بخواهیم یا نخواهیم، سال‌‌ها� پس از کودتا تا انقلاب، همان اندازه که ادبیات پرمایه و مبارزه و زندان دارد، شعر و داستان سطحی و محتوازده و کرکری‌خوان� و نوچه‌پرور� هم دارد. دروغ و اشتباه هم دارد. همانقدر که یک یا چند شعر خوب یا عالی و چند سال زندان کسی را قدیس نمی‌کند� موضع‌گیری‌ها� نادرست و حمایت‌ها� بی‌ج� هم نمی‌توانن� کسی را به دلیل اصلی بیچارگی‌ها� امروز ما تبدیل کند.

تحلیل غلط از میزان اثرگذاری یک فرد و نادیده گرفتن پیچیدگی‌ها� پدیده‌ها� جمعی و تقلیل آن‌ه� به ساده‌تری� (و گاه بی‌ربط‌تری�) موارد از همان خطا‌هایی‌س� که نسل‌ها� قبل ما مرتکب می‌شدن�. خطاهایی از جنس اینکه ما دیکتاتوری داریم، دیکتاتور ما هم‌دس� آمریکاست، پس هر آنچه که ضدآمریکایی باشد ناچار دیر یا زود ما را به رهایی می‌رسان�. سایه‌� بامداد و نام‌های� از این دست، گروهی نه چندان یک‌دست‌ان� با کارنامه‌ا� مشخص در حوزه‌� تخصص‌شا� و کارنامه‌ا� کمتر معلوم در بخش‌ها� دیگر زندگی. سنجیدن همه‌� این کارنامه‌ه� (روی هم، یا شاید کنار هم؟) کار سختی‌ست� اما چشم بستن و نشانه رفتن و همه‌� کاسه‌وکوزه‌ه� را بر سر کسی شکستن بسیار راحت‌ت�.
Profile Image for Ebi.
150 reviews68 followers
January 14, 2020
رمان سفر شب، اولین و تنها رمان به فارسی منتشرشده‌� بهمن شعله‌و� است که به نوعی از زندگی شخصی خودش الهام گرفته شده، پدری که اولین فارغ‌التحصی� دانشکده حقوق است و صاحب مجله و مسلط به چند زبان و خود شعله‌و� گویا پزشکی را قبل از فارغ‌التحصیل� ترک می‌کن� و به ترکیه می‌رو� و از آنجا هم آمریکا. می‌توا� این‌گون� گفت که شخصیت اول رمان خود نویسنده است.
رمان شروع خوبی دارد، چند جوان که در می‌خانه‌ها� تهران قدیم در حال وقت‌گذران� هستند و توصیف‌های� از شهر نو و شب‌ها� تهران، نوید رمانی اجتماعی را می‌ده� که فصل به فصل از این گمانه دور می‌شوی� تا جایی که فصل آخر رمان، با اثری کاملا ضد رمان و پرت و پلا (مثلا مدرن) روبرو می‌شوی�. در برخی فصل‌ه� روایت از اول شخص به سوم شخص تغییر می‌کن� گویی به کل داستان کوتاهی مجزاست چپانده شده در دل این رمان. کتاب به شدت نیاز به ویراستاری دارد و تقریبا فاقد علامت‌ها� سجاوندی است و این نقصان به دلیل زیرزمینی بودن کتاب ایراد نیست اما در بعضی فصل‌ه� به شدت آزاردهنده می‌شو�.
در مجموع رمان متفاوتی است، مخصوصا برای ما که به برکت سانسور! ادبیاتی شسته‌رفت� و پاکیزه داریم خواندن رمانی درباره‌� تهران قدیم و ادبیات بی‌پیرای� خالی از لطف نیست، مخصوصا فصل اکبر شیراز و آن لحن لاتی‌ا�.
شاید در زمانه‌� خودش اثری پیشرو بوده و کاری انقلابی محسوب می‌شد� اما اکنون چیزی برای گفتن ندارد.
Profile Image for Leilux.
36 reviews1 follower
January 29, 2014
داستان ایران قدیم است و زندگی از زبان چند نفر و دقدقه هایشان بیان می شود. گرچه نوع نوشتار آن یک دست نیست و فصل به فصل شاهد تغییراتی در آن هستیم ، اما شاید بتوان این را از مزیت های آن به شمار آورد چرا که هر فصل که به زبان یکی از شخصیت های داستان و از نگاه یکی بیانمی شود با لحن خاص خود آن فرد بازگو می شود. فضاسازی و توصیف شخصیت ها با جزئیات بسیار خوب انجام شده در حین اینکه حوصله آدم را سر نمی برد. لحن بسیار صریحی دارد و صحنه های اروتیک آن با تمام زشتی ها و زیبایی ها به تمامی کامل کننده ذهن پر دقدقه دوره ی خاصی از زندگی شخصیت های داستان می باشد.
آخر داستان هم جایی است مخصوص برای دیوانگی.
دلنشین بود.
Profile Image for Mostafa.
22 reviews45 followers
May 2, 2011
یک‌دس� نیست، بالا و پایین زیاد داره و فصل‌ها� درخشان در کنار فصل‌ها� خیلی ضعیف قرار گرفته‌�. اکبر شیراز معرکه بود.�
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews73 followers
October 7, 2019
سفر شب برای من سه بخش دارد. بخش اول شروع عالی و بی نظیر پسرها و الواطی شان و رفتن به شهر نو و ناتوانی شخصیت اصلی- هومر- در سکس است.
بخش دوم پرگویی فراوان از جد و آباد هومر و پدرش می باشد. شخصیتی شبیه هیولا مهران مدیری پدر پولدار محترم ریاکار که بخش غیرجذاب کتاب محسوب می شود.
و در نهایت بخش آخر که عین به عین من را یاد سفر به انتهای شب سلین می انداخت و همین آزارم می داد. بیشتر حالت تقلید پیدا کرده بود. به نظرم با همان زبان و فضای ابتدایی ادامه پیدا می کرد داستان درخشان تری می شد. در نهایت آنقدر که تعریف این کتاب را شنیده بودم تکان دهنده نبود. مخصوصا این کتاب و کتاب سفر هول را بعد از براهنی خوانده بودم و هر چه بعد از او بی مزه و بی طعم می شود.
.
این کتاب هم جزو ممنوعه هایی ست که بعد از انتشار در ایران بسیار سر و صدا کرده و بهمن شعله ور ممنوع الورود به ایران شده است. شعله ور را سرچ کردم. چقدر باسواد است. به زبان های مختلف فرانسوی و اسپانیایی و عربی و فارسی شعر و کتاب می نویس. چهار کتابش را از آمازون سفارش داده ام و هنوز نیامده.
.
شروع کتاب- کار نکردن آلت تناسلی هومر خود نشانه ای ست بر تفاوت او از دیگر پسرها. کتاب با این نشانه آغاز می شود.
.
دوره های فکری مختلفی که پدرش داشته است. چهار زنی که گرفته و همیشه هومر را به صورت سرداری می دید که سوار بر گردونه در پیشاپیش سپاه خود در حرکت است. وقتی سال ها بعد نام هومر را روی پسر کوچک خود گذاشت دیگر تصویر شاعر پیر نابینا کاملا از ذهنش محو شده بود و امید داشت که پسرش مرد غیور و گردنکشی بار بیاید.
اما هومر همیشه در اتاق در حال خواندن کتاب های صادق هدایت بوده و گریه می کرده و...
.
هومر در جوانی دوست هایی پیدا می کند مثل حسبن و اکبر شیراز و.. اکبر شیراز را دار می زنند و اعدام می کنند. � این صحنه من را یاد برج سکوت می اندازد.-
و بعد دوستی ها و تصمیم هایشان. پرویز می گوید من می روم پارییس. دیگری می گوید و.. وی کی شان می گوید من می رم خودکشی می کنم و بعدازظهر همان روز خودکشی می کند.
.
هومر پزشکی می خواند در دانشگاه
.
و بعد هم سفرهایش به دور دنیا شروع می شود. در اینجا همه ی زبان و لحن شبیه سفر به انتهای شب سلین است به شدت.
.
" انگار که مسیح سر پیچ بعدی توی یک ماشین پایس عمود بر جاده منتظر نشسته و با رادار سرعت رو کنترل می کند."
.
" ای اورشلیم ای اورشلیم که قاتل انبیا و سنگسارکننده ی مرسلین خود هستی آیا همین است آنکه اشعیا نبی از او خبر داده است؟"
.
قسمت های آخر کتاب کلاژی ست از سواد بی حد و حصر و خوانده های به چند زبان نویسنده اما خط داستانی را به شیوه ی پست مدرن، گم و گور می کند و همین من را آزاد می دهد.

Profile Image for Ferial Fattahi.
173 reviews13 followers
June 1, 2017
روايتى متفاوت از جريان سيال ذهن در بهبوهه ى سردرگمى هاى دهه ى چهل خورشيدى. كتاب با فضا سازى هاى جذاب و فصل بندى پراكنده اشتياق خواننده را بر مى انگيزد و تنوع طلبى هاى او را سيراب مى كند. يكى از جذاب ترين هاى ادبيات داستانى معاصر
Profile Image for Anahita.
32 reviews56 followers
March 28, 2014
کتاب فوق العاده ایست. بی نظیر و میخکوب کننده. شخصیتها بسیار خوب پرورده شده اند و داستان بسیار پر کشش است و تا مدتها ذهن را مشغول میکند.
Profile Image for Mahbobeh.
68 reviews
October 27, 2016
ميخواستم يك نفس آزاد و راحت بكشم، شايد براى آنكه من حتى از آن آدم ها نيستم كه خودشان را مى كشند .
از متن كتاب
Profile Image for Iman Yoosefi.
21 reviews4 followers
January 10, 2021
فارغ از تکنیک های ادبی از جمله جریان سیال ذهن و ... که به گمانم اندکی اغراق شده و بیش از اندازه بود ،
رمان از لایه های متعددی شکل گرفته که با توجه به زمان نگارش آن حائز اهمیت است
از جمله رویین ترین لایه ی آن که عام ترین مخاطب را نیز با خود همراه می کند ، توصیف شهر تهران در دهه ی 40 شمسی ست که به نوبه ی خود در ادبیات ایران و خصوصا ان دوره مهم تلقی می شود .
لایه ی حائز اهمیت بعدی ، یا به عبارتی لایه های زیرین از تفکری انتقادی برخوردار است که با اسکوپ دید نزدیکتر شامل وضعیت ایران در آن دوره از لحاظ سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و معیشتی ست ، و در اسکوپ دید دور تر و وسیع تر که اوج آن در فصل 12 یعنی فصل آخر رمان نمایان می شود ، نقدی ست بر تمام ارزش های قراردادی این دنیا ازمیلاد مسیح تا کنون . در واقع جریان سیال ذهنی نویسنده در فصل آخر نماینده ی جریان ذهنی تمام ابنا بشر که گویی چیزی به اندازه ی خود در یافته اند است و کنون "هومرِ" رُمان به نمایندگی از آن ها ، در قالب نماشینامه ای انتقادی از شاخص ترین شخصیت های این جهان در طول تاریخ ، روایت می کند . او منجی را به عنوان نماینده ای سمبلیک از تمام حاکمان دنیا از جمله شاه ایران نشان می دهد که رفتاری مضحک از خود به نمایش می گذارند . از طرفی وی ، تمام ارزش های قراردادی را با طنز تلخی که در بیانشان برای منجی به کار می برد به سخره می گیرد ، او در صدد این است که بفهماند که شاید منجی نیز در نهایت آلوده به این تشریفات شده چون که او نیز زاییده ی ذهن بشریت است و در نهایت همه چیز این دنیا بیهوده و تکرار مکرارت خواهد بود .
72 reviews2 followers
December 22, 2022
این کتاب و امثال آن در زمانی شاید نوآورانه و درخشان تلقی می شدند اما نظر شخصی من این است که امروزه و در عصر پسامدرن، کاملا قدیمی و بیش از حد سیاه و سفید و ایدئولوژی زده هستند. کما اینکه این رمان از نظر استیل در مقایسه با رمانی مثل شب هول حرفی برای گفتن نداشت.
Profile Image for Peymanjafari.
201 reviews9 followers
May 10, 2022
کتاب خوب شروع شد

ولی پایانش خیلی مبهم و خسته کننده
طوری که چهل پنجاه صفحه آخر رو فقط میخاستم زودتر تموم کنم که از این کتاب بیام بیرون
اون اواخرشم منو یاد سفر به انتهای شب انداخت که دقیقا تقلید مستقیم بود
Profile Image for Negar nazari.
95 reviews75 followers
September 22, 2018
بهمن شعله ور سال ٦٥ ايران رو ترك كرد چون پيش بيني كرده بود كه بعد از چاپ رمانش جونش در ايران در خطره، البته بماند كه رمان بعد از كلي سانسور سال٦٧ چاپ شد و بعد از چندماه هم تحريم و جمع آوري شد...
كتاب واقعا جز اون كتاب هاي شگفت انگيز ادبيات فارسي و ايرانِ، اكثر روايت به صورت ذهن سيال بيان شده ويكي از بهترين هاست در نوع خودش...
درگيري شخصيت اصلي با ذهن خودش و پدر و اطرافيانش من رو يه جورايي ياد ژاك تيبو مي انداخت...
جدا از اينكه وقتي كتاب رو ميخوندم و مقايسه ميكردم با زمان حال و خيلي برام جالب بود كه جوون هاي قبل از انقلاب چقدر باسواد بودن و هركدوم شون واقعا ايده لوژي و خط فكري خودشون رو داشتن(از رو سواد و آگاهي) ، نوع بيان و قلم نويسنده خيلي برام جذاب بود چون ميفهمم تو زمان خودش چقدر نوآور،جسور و بي پروا بوده و نظرياتي داشته راجع به دين و ملت و اجتماع كه اون زمان خيلي تابو بودن و بي دليل نيست سانسور و جمع آوري شده...
مونولوگ شخصيت جاهل كتاب عااااليه، و قسمت پاياني اون نمايشنامه ذهني كه يه جوري انگار استعاره از تمام شخصيت هاي كتاب عااااليه و ديالوگ هايي كه براي مسيح نوشته شده بي نظيرن..
كتاب رو بايد نسخه افست اش رو پيدا كنين و بخونين... يه دوره طلايي داشته ادبيات مون به نظرم كه خيلي حيف شد تموم شده، بايد كتاب هاي اون دوره رو خوند و كيف كرد از نويسنده ايراني...
.
.
از متن كتاب:
-من حقيقت را ديده ام
كه از دهاني لال
در گوشهايي كر
آواز داده شده است.. .
.
پ.ن:زماني كه اين بوم رو كشيدم از جاده نيشابور، خيلي ها پرسيدن چرا دكل ها سيم ندارن؟ خب بايد بگم ناخودآگاه من هنوز هم ارتباط گرفتن رو زياد نمي پسنده و عاشق خلوت و تنهاييِ...
.
#بهمن_شعله_ور #سفرشب #ادبيات #كتاب_خوب #معرفي_كتاب #پيشنهاد_كتاب #كتاب_افست #خيابان_انقلاب #نويسنده_ايراني #كتابخوار #مطالعه #دوران_طلايي_ادبيات#كتابگرافي #نقاشي #جاده_ #سفر
101 reviews1 follower
April 29, 2020
داستان زندگی بیهوده هومر پسر آقای پولادین را روایت می کند. داستان هومر داستان بسیار تکرار شده ادبیات معاصر ایران است، قصه آدمی که در میان رجاله های دور و برش وصله ناجور است، توی کافه موقع عرق خوری، موقع مست ولگردیهای شبانه و حتی در شهر نو انگار چیزی در درونش نمی گذارد که او در لحظه غرق شود و لذت ببرد. شوق نوشتن دارد و تب و تاب یک زندگی روشنفکرانه. اما وجه تمایز داستان آنجایی اتفاق می افتد که هومر خیلی زود خودش را از ابتذال خانه بیرون می کشد و به وصال آن زندگی روشنفکرانه می رسد اما به قول نویسنده مثل «جنگجوی صلیبی که به سرزمین مقدس می رسد و جز کثافت چیزی نمی بیند» ناامید و دلزده می شود و رهایش می کند و به دانشکده اش و زندگی عادی می چسبد اما فرو رفتن ادامه پیدا می کند

نویسنده شروع فوق العاده ای دارد. فصول ابتدایی عالی هستند. شخصیت پردازی آقای پولادین در ادبیات معاصر ایران کم نظیر است اما هر چه در داستان
جلوتر می رویم روایت بیهودگی و ابتذال زندگی گل درشت تر می شود و شخصیت هایی که وارد داستان می شوند بعضا با استحکام روایی بخشهای آغازین هماهنگی ندارند

نهایتا بخش طولانی پایانی که یک پارودی از ظهور مسیح است و قرار است که ابتذال دوران معاصر را به تصویر بکشد. هر چند که فصل طولانی و تقریبا وصله نا متجانسی به اصل داستان می نماید اما با ارجاعات تاریخی و ادبی فراوان هم به نوعی قدرتنمایی نویسنده است و هم وجه پارودی ماجرا را به بهترین شکل برجسته می کند.

پنج ستاره برای نیمه اول، سه ستاره برای نیمه دوم کتاب
Profile Image for Mahdi.
1 review
Read
November 26, 2013
کتاب از لحاظ ادبیات چندان قوی نیست ولی دارای سبک خاص خودش است-ویژگی این کتاب به نظر من روایت و حکایت ذهن ایرانی در یک مقطع تاریخی خاص است. نویسنده تلاش کرده به صورت تیپیکال ذهن بخشهایی از جامعه ی ایران را در آن مقطع روایت کند-صراحت لهجه ی نویسنده در برخی موارد کمی آزار دهنده است اما به خوبی عمق تلخی ها را نشان می دهد. تصویر صحنه های اروتیک به خوبی بازسازی شده تا حدی که خواننده به خوبی به پستی و زشتی آن پی میبرد و شاید
در مورد نام کتاب هم برخی معتقدند نام صحیح کتاب سفر شب نیست و سفر (با کسره) یا صفر شب صحیح است
Profile Image for Parisa Kian.
16 reviews4 followers
August 2, 2019
به دلایلی اینقدر با کتاب و روایتش حس نزدیکی داشتم که به هر حال به یکی از بهترین تحربه های مطالعاتیم تبدیل شد اما مشکلی که با کتاب داشتم این بود که نشانه گذاری ها رعایت نشده توی متن و همین موضوع خوندن بخش تقریبا قابل توجهی رو خصوصا توی فصل هایی که اون شیوه ی سیال ذهن به کار گرفته شده، کند و سخت میکنه.
Profile Image for Omid.
65 reviews2 followers
July 19, 2021
زمانی که جوانتر بودم و از بزرگترها درباره کتابهایی که می خوانندند می پرسیدم همیشه عظمت سفر شب و بهمن شعله ور را برایم تعریف می کردند.گیر آوردن اینگونه کتابها در دهه های 60 و هفتاد سخت بود و بعدها که کتاب رو گیر آوردیم مدتها طول کشید تا وقت فراغتی برای خواندنش پیدا کنم.
سفر شب بسیار زیبا شروع می شود و انگار رونوشتی است از تفریحات شب محمد مسعود .فصل اول با همراهی چند جوانی که می خواهند خوش بگذرانند آغاز می شود با آنها همراه می شویم و بعد تمرکز روی هومر قرار می گیرد.هومری که به دلیل ناتوانی شب برایش زهرمار می شود و...خلاصه فصل اول کتاب با توصیفات بسیار گیرا خواننده را به عمق قصه رهنمون می کند اما بعد گویی عنان از کف نویسنده می رود کتاب تبدیل می شود به وصف الحال و
زندگینامه اجمالی چند شخصیت غیر اصلی دیگر دیگر هومری در کار نیست.تا ایمکه دوباره نظر بر هومر
فصول اولیه انگار فضای آشنای فیلم فارسی ها و رمانهای آن زمان است از جمله طوطی ذکریا هاشمی و یا همانگونه که گفتم کتابهای محمدمسعود اما واقعیت بعد همان درد روشنفکری نویسندگان آن زمان سایه بر داستان می افکند و ماجرای خودکشی آن دانشجوی کذایی و بعد دو فصل آخر که با عرض معذرت خزعبل محض بودند.خلاصه اینکه ارزش یکبار خواندن را قطعا داشت هر چند نباید زیاد آنرا جدی گرفت
Profile Image for Sahar.
16 reviews1 follower
June 2, 2022
جایی خواندم که بهمن شعله‌و� کتاب را در طول ده سال نوشته است و ساختار به‌هم‌ریخت� کتاب را هم بر همین اساس توجیه می‌کنن�. من هم مثل بقیه رفتم به آن زمان تهران. با آنکه آن موقع به دنیا نیامده بودم، فکر نمی‌کرد� حال جوان‌ها� آن موقع را، آن حس سرخوردگی و بلاتکلیفی را نمی‌فهم�. البته که زندگی در این جغرافیا هم بی‌تاثی� نیست! از برهم ریختگی کتاب گفتم. تا فصل آخر اگرچه بی‌انسجام� وجود داشت اما حداقل من را از خط داستان جدا نکرد. فصل آخر را اما به سختی خواندم. بین آن همه ارجاعات و کلمات و جملات لاتین بین سطرها. حس می‌کرد� نویسنده می‌خواست� کتاب جداگانه‌ا� بنویسد با اسم ظهور حضرت اما آن را گذاشته آخر فصل کتاب سفر شب. اگر اینطور بود کتاب سفر شب برایم ۴ ستاره بود و انتخابم در مورد کتاب ظهور حضرت آن بود که اصلا نخوانمش یا بعد از صفحه اول رهایش کنم.
Profile Image for nAeEMak نعیمک.
267 reviews4 followers
Read
September 11, 2022
شخصیت اول داستان خیل شوخ و شنگ و باحال و جوگیر است. کلاً دارودسته ماجرا خیلی ایرانی و باحال هستند. چرا به این ایرانی بودن تاکید می‌کنم� وقتی داستانی از نویسندگان ایرانی می‌خوان� اغلب شخصیت اول داستان یک روشنفکر بی‌نق� است و بقیه یک مشل امل بی‌سوا� و بدتر این که نویسنده تمام حرف‌ها� روشنفکری‌ا� را در دهان شخصیت ماجرا می‌گذار� و در و گوهر است که شخصیت داستان از خود بیرون می‌ریز�. اینجا این طوری نیست. جوان‌ها� داستان یلی شبیه همین جوان‌های� هستند که هر روز می‌بین� و البته کمی کتاب‌خوا� و به ظاهر باسواد. البته این تنها نکته مثبت ماجرا نیست. روایت خیلی خوب تعریف می‌شو� و گام به گام به شخصیت‌ها� به جاهای مختلف سر می‌زنی� و هر چه به پایان داستان نزدیک‌ت� می‌شوی� قصه یک جوری می‌شو�. چه جوری؟ خواندنش با شما.
Profile Image for mohsenkhosro.
9 reviews
Read
July 1, 2024
یک کتاب بی نظیر و ساختارمند. به نظرم افرادی که به دنبال یادگیری تکنیکهای نویسندگی و فراتر از آن یادگیری بداعت در تکنیک هستند باید این کتاب رو بخونند.
من خیلی دوست دارم دوباره برم سراغش چون هفت هشت سال پیش به همراه یک گروه داستان نویسی این کتاب رو خوندیم و یادم میاد که اون موقع بیشتر از هر چیز چندصدایی موجود در کتاب و سبک نویسنده در پرداخت چند صدایی خیلی تحت تاثیرمون قرار داده بود.
اون موقع با این کتاب بود که با مفاهیمی مثل نویسنده ضمنی، چندصدایی و فراداستان داشتیم آشنا می شدیم و این کتاب خیلی کمک کرد برای درک بهتر این مفاهیم.
Profile Image for Mohsen.
65 reviews10 followers
January 5, 2021
جاهایی از کتاب، که راوی میان نشخوارها و شو آف کردن (نقل قول های زیاد از رمان ها، تورات و انجیل، نمایش نامه ها و ...) مرا گم می کرد، یا من او را نمی یافتم، حس خوبی نداشتم. بماند که همه اش را خواندم تا ببینم تهش چه میشود و چیزی نشد یا من نفهمیدم. ولی از لحاظ خط داستانی، بدون علامت نگارشی بودن، زبان های مختلف شخصیت ها و نوع قلم، کتاب خوب و جالبی است.
Profile Image for Khatere.
24 reviews19 followers
Read
March 25, 2024
یه کتاب‌های� رو تو نوجوونی/اوان جوونی خوندی، خوندی، نخوندی دیگه باید ازش عبور کنی. فقط تو اون سن‌وسال‌ه� و حال‌وهواس� که ممکنه ازین مدل آسمون‌ریسمو� به‌ه� بافتن‌ه� خوشت بیاد. بلندآواز و میان‌ته�. سردرد.
Displaying 1 - 29 of 29 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.