ŷ

Robert Khorsand's Reviews > مرگ کسب‌وکا� من است

مرگ کسب‌وکار من است by Robert Merle
Rate this book
Clear rating

by
126157045
's review

really liked it
bookshelves: war-stories, romance, political, historical, french, fiction, favorites, 2021

دادستان فریاد زد: شما سه میلیون و نیم انسان کشته‌ای�!
گفتم: معذرت می‌خواهم� دو میلیون و نیم نفر بیشتر نبوده.



گفتار اندر ستایش روبر مرل
روبر مرل همان روبر مرل دوست داشتنی است.
قلمی روان، شیوا، ساده و بدون هرگونه پیچیدگی ادبی.
روبر مرل، تاریخ‌نگا� نیست،� یک داستان‌نوی� مادرزاد است که قواعد نوشتن داستان را استادانه بلد است.
دومین کتابی بود که پس از شاهکار «قلعه مالویل» از او می‌خواند� و اطمینان دارم در آینده‌� بسیار نزدیک باز هم به سراغ او خواهم رفت، چون او به یکی از نویسندگان محبوبم تبدیل شده است.

گفتار اندر معرفی کتاب
مرگ کسب و کار من است، کتابی دیگر� از جنایات هولناک نازی‌هاس�.
این کتاب به نوعی زندگی‌نام� است، اما نویسنده‌� ماهر و خلاق کتاب، به شکلی استادانه آن� را از قالب یک زندگی‌نامه‌� ساده به داستانی روان و خواندنی تبدیل کرده که به زیباترین شکل ممکن به وقایع‌نگار� تاریخی می‌پرداز�.
این کتاب برای من یک رمان ساده نبود!
نمایانگر آن روی کمتر دیده شده‌� انسان بود، انسانی که نشان می‌ده� زمانش که برسد، هیچ� چیز جلودار او نیست.
مرل داستان را از زبان خود رودلف لانگ (رودلف هوس) بیان می‌کن� و این نکته که برخلاف سایر کتاب‌های� که اشخاص دیگر جنایت‌کارا� را به ما معرفی می‌کنند� برایم تازگی داشت.
ما از ابتدای کتاب می‌خوانی� که رودلف چطور و با چه مصائبی بزرگ می‌شود� چطور ارتقای جایگاه می‌گیرد،� به چه جانوری تبدیل می‌شو� که حاضر است با اطاعت از مافوق خود حتی فرزندش را قربانی کند و چطور از خود دفاع می‌کن�.

پند نامه
رودلف خیلی ساده هرجایی که نیاز به دفاع از خود دارد، می‌گوی� من فقط از دستورات پیروی کردم، یعنی:
به من گفتند: کشاورزی کن،� کردم.
به من گفتند: ازدواج کن، کردم.
به من گفتند: از خود تخم و ترکه پس بینداز،� انداختم.
گفتند: یاد بگیر، گرفتم.
گفتند: بکش، کشتم.
گفتند: بسوزان،� سوزاندم.
و من با اطاعت بی چون و چرای خود ثابت کردم یک «آلمانیِ� خوب» هستم، باقی نتایج هیچ ارتباطی به من ندارد.

خب ما می‌دانی�:
نه جنایات نازی‌ه� اولین جنایات بشر بود و نه آخرینش!
نه رودلف اولین شخصی بود که با اطاعت محض خود، کورکورانه دستورات مافوقش را اجرا کرد و نه آخرینش!
براستی راه درست چیست؟
می‌گویی� حقوق بشر، اما منِ سهیل نام، هر زمان که این اسم را می‌شنو� به شکل غیر ارادی خنده‌ا� می‌گیر�!
حالا من می‌پرس�:
در سراسر کره‌� زمین، از قاره‌� امریکا، اروپا گرفته تا خاورمیانه و خاور دور و ...، چه در گذشته، چه امروز و چه آینده، آیا امکان دارد یک فرمانده دستور بدهد و یک سرباز بگوید اجرا نمی‌کنم�
آیا وقتی در سلول انفرادی اوین، بازجویی که به جان من می‌افتاد� می‌توانس� دستورات سازمانی که دریافت می‌کر� را زیر پا بگذارد و بنشیند کنار من و بجای شکنجه با من قدم بزند و سیگار بکشد؟
اجازه بدهید پاسخش را خودم بدهم:
خیر!
شاید این سوال برایتان پیش بیاید که آن بازجوها را چون مجبور به اجرای فرمان بودند می‌بخش� یا خیر؟
جواب می‌ده� خیر،� نمی‌بخشم� نه توهین‌هایشان� نه خورد کردن شخصیت‌شا� و نه کتک‌هایشا� را، اصلا چطور ممکن است درد شکستن دنده‌های� را فراموش کنم وقتی در سرمای زمستان، لخت مادرزاد روی کف خیس سلول می‌خوابید� و پتوی سلولم را هم با خود برده بودند؟

ما انسان‌ها� جانوران خطرناکی هستیم.
می‌گویی� خیر؟
باشد، امیدوارم در زمان و مکان لازم قرار نگیرید.

گفتار اندر نقد مترجم
احمدشاملو همان‌قد� مترجم است که صادق‌خا� هدایتِ عزیزم مترجم بود.
احمدشاملو، در امر ترجمه‌� این کتاب ضعیف نبود، بسیار ضعیف بود و نقش لنتِ ترمز را برای چرخ روانِ داستان روبر مرل ایفا می‌کر�.
البته شکی نیست که ایشان نیز زحمات زیادی کشیده‌ان� و همینکه در آن دوران همانند سایر هم‌دوره‌ای‌ها� خود چنین آثاری را به فارسی برگردان می‌کردن� شایسته‌� تقدیر است، اما عمق فاجعه آن‌جاس� که در سال ۱۴۰۰ چنین ترجمه‌‌ا� به عنوان تنها ترجمه از این عنوان موجود است و این همه مترجم به دنبال عناوینی هستند که گاها چند ترجمه از آن‌ه� در بازار موجود است!
خیلی حسرت می‌خور� از اینکه نام «روبر مرل» در ایران شناخته شده نیست که اگر بود برای ترجمه‌� کتاب‌هایش� مترجمان چه خشتک‌ه� نمی‌دریدن� و ... !

نقل‌قو� نامه
"قیمت آدمیزاد، خیلی خیلی ارزان است."

"شیطان، شیطان نبود، جهود بود."

"زندان زندان است، حتی برای زندانبان."

"چشم‌ها� خالی‌ا� را دور و بر گردش داد. اخم کرد و با لحن سرخورده‌ی� گفت: جنازه‌ه� واقعا دست و پا گیرند."

کارنام
فقط و فقط به این دلیل یک ستاره از کتاب کسر می‌کنم� چون اگر برایش پنج ستاره منظور کنم از افزایش ستاره برای شاهکار «قلعه مالویل» عاجزم.

چهارم آبان‌ما� یک‌هزا� و چهارصد
46 likes · flag

Sign into ŷ to see if any of your friends have read مرگ کسب‌وکا� من است.
Sign In »

Reading Progress

October 15, 2021 – Shelved
October 15, 2021 – Shelved as: to-read
October 22, 2021 – Started Reading
October 22, 2021 –
page 132
28.45% "یک گناه، یک معصیت بیشتر وجود ندارد رودلف، و آن گناه، آن معصیت، این است که آدم، آلمانیِ خوبی نباشد. من که ریت مایستر گونتر هستم، یک آلمانی خوبم. کاری را که آلمان به‌� من می‌گوی� بکن می‌کن�! کاری که روسأی آلمانی به من می‌گوین� بکن می‌کن�! والسلام و نامه تمام!

پ.ن: پس از خواندن شاهکار قلعه� مالویل و حال غرق شدن در این کتاب،�
فعلا با مداد بنویسید: اعلام بیعت سهیل با روبر مرل"
October 23, 2021 –
page 244
52.59% "قیمت آدمیزاد، خیلی خیلی ارزان است!"
October 24, 2021 –
page 300
64.66% "زندان زندان است، حتی برای زندانبان."
October 25, 2021 –
page 442
95.26% "چشم‌ها� خالی‌ا� را دور و بر گردش داد.
اخم کرد و با لحن سرخورده‌ی� گفت: جنازه‌ه� واقعا دست و پا گیرند.
راستش، کشتن مسأله‌ی� نیست، چیزی که وقت می‌گیر� دفن کردن است.

پ.ن: نکته‌ا� که من رو درگیر کرده، دغدغه‌ها� این افراده!
صفحات کمی از کتاب باقی‌ماند� اما نمی‌تون� امشب تمامش کنم چون در اواخر این فصل، با مواردی برخورد کردم که دلم می‌خواس� کتاب رو پرت کنم توی خیابون 😶
چه موجود کثیف و پلیدی هستیم ما انسان‌ه�!!!"
October 26, 2021 – Shelved as: war-stories
October 26, 2021 – Shelved as: romance
October 26, 2021 – Shelved as: political
October 26, 2021 – Shelved as: historical
October 26, 2021 – Shelved as: french
October 26, 2021 – Shelved as: fiction
October 26, 2021 – Shelved as: favorites
October 26, 2021 – Finished Reading
December 25, 2021 – Shelved as: 2021

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)

dateDown arrow    newest »

message 1: by Cheeman (new) - added it

Cheeman Validi میگویم بلی، ما جانوران خیلی خطرناکی هستیم...


Robert Khorsand Cheeman wrote: "میگویم بلی، ما جانوران خیلی خطرناکی هستیم..."

😣😣😣


Katayoon وای اون اصلاح عدد کشتارش واقعا آخرش بود. چشمام گرد شده بود از این همه خونسردیش.
خوشحالم که با هم خوندیمش و تونستیم در حین خوندن دربارش صحبت کنیم و تخلیه بشیم. وگرنه باید از شدت فشار روانی سر به بیابون میذاشتم 🤦🏻‍♀�


Robert Khorsand Katayoon wrote: "وای اون اصلاح عدد کشتارش واقعا آخرش بود. چشمام گرد شده بود از این همه خونسردیش.
خوشحالم که با هم خوندیمش و تونستیم در حین خوندن دربارش صحبت کنیم و تخلیه بشیم. وگرنه باید از شدت فشار روانی سر به بیا..."


دقیقا زدی تو خال، اون اصلاحش به همراه اون جایی که گفت من نگفتم بچه‌ه� رو پرت کنید گفتم بفرستید به اتاق گاز، رسما تیر خلاص رودلف به من بود!!! 😡همخوانی این کتاب برای من هم تجربه‌� بسیار خوشایندی بود 😍


Elinor ﹏ بقول روانشناس ها که میگن ریشه در کودکی دارد
رودلف هم بدون عاطفه و جهان امن ، بزرگ شده بود
وگرنه هرکسی نمیتونه اینقدر بد باشه که حتی به کودکان معصوم هم رحم نکنه ...
درکل شخصیت های خاصی تو ماجرای اردوگاه ها ی هیتلر دست داشتند وگرنه هرکسی نمیتونست این همه بدی رو تاب بیاره ...


Robert Khorsand yağmur wrote: "بقول روانشناس ها که میگن ریشه در کودکی دارد
رودلف هم بدون عاطفه و جهان امن ، بزرگ شده بود
وگرنه هرکسی نمیتونه اینقدر بد باشه که حتی به کودکان معصوم هم رحم نکنه ...
درکل شخصیت های خاصی تو ماجرای ار..."


قطعا با نقل قولی که از روان‌شناس‌ه� کردی موافقم و آینه‌� تمام‌نما� این مطلب رو در مجموعه‌� فردینان بارداموی سلین(سفر به انتهای شب + مرگ قسطی) می‌خوانی� و درکش می‌کنی� اما خب نمی‌دون� چرا اما من فکر می‌کن� ‌آ� روی وحشی رو همه‌� ما از بدو تولد در وجود داریم و برای نمایان شدنش فقط به چند جرقه نیازه


message 7: by Sana (new)

Sana مررسی از ریویوی قشنگت 😍
ترغیب شدم بخونمش. امان از کتاب‌ها� نخونده ووقت کم😒


Robert Khorsand Sana wrote: "مررسی از ریویوی قشنگت 😍
ترغیب شدم بخونمش. امان از کتاب‌ها� نخونده ووقت کم😒"


مثل همیشه لطف داری 😍
این تعداد غیرقابل شمارش کتاب‌ها� نخونده، یک بحران غیرقابل حل برای همه‌� ماست 😥


back to top