ŷ

ع. ر. افلا's Reviews > یادداشت‌ها� آدم زیادی

یادداشت‌های آدم زیادی by Ivan Turgenev
Rate this book
Clear rating

by
183727481
's review

really liked it
bookshelves: یادداشتای-زیرزمینی

دوران دانشگاه، دوستی داشتیم که هرازگاهی به شوخی ازم می‌پرسی�: چرا منقرض نمی‌ش� تو؟ سؤالی که جداازشوخی هم جالب است و بارها سعی کرده‌ا� به روش‌ها� مختلفی به آن جواب بدهم. من چند باری تلاش ناموفق برای خودکشی داشته‌ا� و خودکشی را بزرگترین عصیان (نه بر علیه خدایی که معلوم نیست هست یا نه، بلکه) علیه طبیعت می‌دان�. طبیعتی که ظاهرا هدفش تداوم ژن و تلاش برای بقا ست، و طبعا هر تلاشی در عکس این موضوع، ناقض اهدافش است. گفتم تداوم ژن؟ یکبار خانهٔ پدرومادر دوستم بودم، همسرش، پسردایی و دختردایی هم بود. بحث بر سر اداپت کودک بود. بحث اصلی درواقع در سایهٔ نوری که روی میز من و دوستم (به لحاظ استعاری) افتاده بود شروع شده بود و موضوعش جنایاتی بود که فرزندان به‌سرپرست�-قبول‌شد� مرتکب شده‌ان�. دختردایی تکرار می‌کر�: وحشتناکه. وحشتناکه. از آن بحث‌های� بود که مرا معذب می‌کند� پس علیرغم اینکه داشت به تک‌ت� حضار سرایت می‌کرد� من خشمم را فرو می‌خورد� و چیزی نمی‌گفتم� تااینکه پسردایی گفت: می‌تون� آخرین گزینه باشه سرپرستی، و دوستم ازم پرسید: حاجی نظر تو چیه؟ گفتم من که ازدواج نمی‌کنم� اگر هم بکنم بچه‌دا� نمی‌شوم� اما اگر هم بخواهم بچه‌دا� شوم، اتفاقا سرپرستی اولین گزینهٔ من است. جمعیت خاموش، یکپارچه رو به من، منتظر توضیح، من گفتم: چون نمی‌خوا� گناه به‌دنیاآوردن� گردن من باشه.
و اما در باب کتاب:

- زاویه‌دی� اول‌شخ� ناقهرمان
دو شکل عمدهٔ روایت داستان، راوی اول‌شخ� است (من چای خوردم) و راوی سوم‌شخ� (او مرتکب قتل شد)، اما بحث ما در اینجا، راوی دیگری ست که تقریبا در میان این دو قرار می‌گیر�: راوی اول شخصی که خودش قهرمان داستان نیست (درحالیکه من چای می‌خوردم� او مرتکب قتل شد). درواقع فکر می‌کن� مابه‌ازا� تکنیکی «آدم زیادی» در عناصر داستان، می‌شو� همین راوی. این راوی خود به اشکال مختلفی کمرنگ و پررنگ می‌شو� و میزان تاثیرگذاری یا فقدان تاثیرش بسته به نویسنده، متفاوت است. این موضوع البته در دوران پست‌مدرنیس� عمدتا وارد ادبیات شد، جایی که عناصر داستانی تبدیل به موقعیت‌ها� داستانی می‌شون� (مثلا برای تداعی‌شد� مرگ مؤلف یکی از کاراکترها نویسنده را به قتل می‌رسان�)، اما کار تورگینیف هم تاحدودی شبیه به همین است، کاراکترش انگار زنده است که روایت کند.

- سوبژکتیو ابژکتیو است
تورگینیف (مثل فلوبر) به نظرم از مهمترین پل‌های� است که ادبیات کلاسیک را به ادبیات مدرن می‌رسان�. یک تفاوت مهم این دو قسم ادبیات، این است که در ادبیات کلاسیک عموما رمان‌ه� ماجرا-محور بودند، و اتفاقات در دنیای عینی رخ می‌دادند� اما در رمان مدرن این موضوع به ذهن کاراکترها منتقل می‌شو�: ماجراها درون آدم‌ه� رخ می‌دهن�. قهرمان رمان تورگینیف کسی است که تقریبا هیچ کاری نکرده، هیچ اکت و عمل مهمی از او سر نزده است، اما درونش غوغاهای بسیاری بر پا ست، خشم، حسد، انکار، پذیرش. وقتی به این قسمت از انسان نور می‌تابانیم� انگار واقعی‌ت� از دنیای بیرون است، انگار عینی‌ت� است.

- کیارستمی
یکی از نکات جالب رمان، این است که نه‌تنه� قهرمانش یک آدم زیادی است، بلکه سایر عناصرش هم زیادی به نظر می‌رسن�: خدمتکار راوی که مدام مزاحم نوشتنش می‌شود� مرگی که به او اجازهٔ تفصیل نمی‌دهد� تغییرات آب‌وهو� که حواسش را پرت می‌کند� فلسفه‌باف� که او را از سیر داستان خارج می‌کند� و البته پایان‌بند� آن، که برای پرهیز از اسپویل طعم گیلاس و این رمان، از تشریحش خودداری می‌کنم� اما دراین‌ح� که آن فیلمساز و این نویسنده هر دو با پناه‌برد� به پشت‌صحنه� حرفه‌اشان� متفاوت‌تری� پایان‌ه� را رقم زده‌ان�.

- طبیعت
شخصیت اصلی در آثار تورگینیف، طبیعت است. توصیفات او از مناظر طبیعی، مثل نقاشی‌کرد� با کلمات است، استعاره‌های� خون آدم را به جوش می‌آورد� و شهود طبیعی‌ا� طوری است که حتی وودی آن که می‌گف� از طبیعت به خاطر حشرات متنفر است را عاشق طبیعت می‌کن�. انگار کاراکترها برای تورگینیف دستآویزی هستند که بتواند از ورای آنها طبیعت زیبای روسیه را به تصویر بکشد.

- گفتگویی با خواننده
رمان از طریق مونولوگ بیان می‌شود� اما این فقط ظاهر قضیه است. انگار راوی در حال بیان یک موضوع به خواننده از طریق خطابه نیست، بلکه در حال دیالوگ با مخاطب است، اما (طبعا) قادر به نوشتن دیالوگ‌ها� مخاطب نیست. در طول خوانش بارها پیش می‌آی� که شما هم می‌خواهی� در باب موضوع مدنظر راوی اظهارنظر کنید، باهاش همدلی کنید، یا حتی حرفش را تائید کنید. کلمات همانطور که از روی صفحات کتاب در ذهنتان می‌نشیند� سرطان‌وا� کلمات بیشتری می‌ساز�.

- ترجمان و قطع
ترجمهٔ کتاب از بهترین‌های� بود که در زندگی‌ا� خواندم (چند سال قبل همین تجربه را با اثر دیگر تورگینیف، یعنی رودین، و با ترجمهٔ شفیعیها داشته‌ا�). نثر واقعا خوب و متناسب با تورگینیف و راوی است، اعراب‌گذار� اسامی کاملا گویا ست و پاورقی‌ه� کاملا اندازه‌اند� نه بیش و نه کم.
قطع کتاب هم بهترین قطع دنیا ست: پالتویی. ^_^
39 likes · flag

Sign into ŷ to see if any of your friends have read یادداشت‌ها� آدم زیادی.
Sign In »

Reading Progress

January 6, 2025 – Shelved
January 6, 2025 – Shelved as: to-read
March 18, 2025 – Started Reading
March 18, 2025 –
page 38
33.33% "دختر با چنان سرعتی به سمتم چرخید که موهایش محکم به صورتش خورد.

- قسم به قلمِ تورگینیف!"
March 19, 2025 –
page 57
50.0% "درکل من انتظار هر اتفاقی را دارم به‌ج� اتفاق‌ها� طبیعی."
March 19, 2025 – Finished Reading
March 20, 2025 – Shelved as: یادداشتای-زیرزمینی

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)

dateDown arrow    newest »

message 1: by Dream.M (new)

Dream.M همیشه از خوندن ریویو هات لذت میبرم، خیلی هنرمندانه و خواندنی ان
مرسی 🤩🧡


ع. ر. افلا @Dream. M
نمک‌پرورده‌ای� ^_^
مرسی از تو بابت توجه و انرژیت 💙


message 3: by Ali (new)

Ali Ahmadi امیدوارم منقرض نشی که کماکان از این ریویوها بنویسی. یه سوال،� بنظرت چرا یک دهم توجهی که به تولستوی و داستایوسکی میشه به تورگنیف نمیشه؟ اختلافشون همینقدر زیاده؟


ع. ر. افلا @Ali Ahmadi
قربونت علی‌جو�. مرسی از مهربونیت.
ببین من ادبیات روس خیلی کم مطالعه داشتم و نمی‌تون� به شیوهٔ قیاسی بحث کنم، اما در مورد خود تورگینیف (که البته اونم نسبتا کم مطالعه داشتم) می‌تون� بگم علت اقبال کمی که بهش هست بیشتر اینه که مضامین مطرح‌شد� توی آثارش خیلی پاپیولار نیستن، یا از مضامین پاپیولار تو آثارش کم استفاده کرده، مثل موقعیتی که ویلیام باروز بین کرواک و کن کیسی داشت.


message 5: by Ali (new)

Ali Ahmadi ع. ر. افلا wrote: "@Ali Ahmadi
قربونت علی‌جو�. مرسی از مهربونیت.
ببین من ادبیات روس خیلی کم مطالعه داشتم و نمی‌تون� به شیوهٔ قیاسی بحث کنم، اما در مورد خود تورگینیف (که البته اونم نسبتا کم مطالعه داشتم) می‌تون� بگم ع..."


ممنون از جوابت :) منم این رو به عنوان کسی پرسیدم که آشنایی زیادی با ادبیات روسیه نداره. فکر میکنم این قضیه موضوع و مضمون به خصوص درباره‌� داستایوسکی و بحران‌ها� وجودی که بهشون می‌پرداز� صدق میکنه. موضوعی که برای بیشتر خواننده‌ها� امروزی طبیعتن جذاب‌ت� از توصیفات طبیعت روسیه‌س�.


ع. ر. افلا @Ali Ahmadi
دقیقا. موافقم. :) حالا امیدوارم پیش بریم ببینیم دنیا دست کدومشونه.


message 7: by رزی - (new)

رزی - Woman, Life, Liberty ممنون از ریویو خوبتون
دقیقا درک می‌کن� سر اون قسمت به سرپرستی گرفتن :))


ع. ر. افلا @Woman, Life, Liberty- رزی

ممنون از اینکه خوندی، و خوشحالم از همدلیت. :) دمت گرم


back to top