ŷ

Rosa 's Reviews > خانواده تیبو دوره چهار جلدی

خانواده تیبو دوره چهار جلدی by Roger Martin du Gard
Rate this book
Clear rating

by
127157174
's review

really liked it

خانواده ی تیبو، ذهنم رو پر از پیچیدگی ها و مفاهیم مختلف کرد، خانواده ای که حس عصیان و میل به رهایی در پسر کوچک رو در برابر منطق و میل به لمس زندگی تعریف و تضمین شده در پسر بزرگ تر قرار میده و زیر سقفی از تعصبات بیجا و خودمحوری پدر مفاهیم مختلف زندگی و دنیوی رو در ارتباط با دیگران و وقایع مختلف کوچک و بزرگ از نگاه این شخصیت ها مورد بررسی قرار میده، کتاب تا آخرین جلد با وجود فراز و فرود ها و شعارهای گاها فرساینده، جذابیتش رو از دست نمیده، گره خوردن سیر داستان با حوادث تاریخی و موشکافی احساسات و نظرات جنگ طلبانه و ضدجنگ به موازات ناگزیری ادامه ی  زندگی، کشف و حفظ عشق ها و شور ها و پذیرش هرآنچه خواسته و ناخواسته پیش امده و در نهایت مرگ، تصویری ملموس از حقیقت زندگی رو ارائه میده.
در انتهای کتاب و اخرین روزهای زندگی آنتوان به نظر میرسه که دوگار تلاش میکنه تا هرآنچه از دنیا درک کرده رو از زبان انتوان به خواننده عرضه کنه تا نه چیزی توی دلش بمونه و نه دینی به گردنش🫠
کتاب خانواده تیبو بیشتر از اینکه احساساتم رو قلقلک بده و ته دلم جا خوش کنه تا با دیدنش لذت روزهایی که همراهش بودم رو به یادم بیاره، به لطف بعضی جملات قشنگ و قاطعش تا همیشه ته ذهنم باقی موند و موندگار شد.

کشیش تایید کرد: «و چطور ممکن است جز این باشد؟ باید وضع زندگی بشر را هم در نظر بگیریم. دین یگانه عامل جبران کننده همه چیزهای پستی است که انسان در غرایز خود حس می‌کن�. دین یگانه مایه حیثیت بشر است. و نیز یگانه مایه تسلی رنجها و یگانه منبع خرسندی اوست.» آنتوان با لحن طعنه‌آمیز� گفت: «این نکته کاملا درست است. کسانی که برای حقیقت ارزشی بیشتر از آسایش خودشان قایل باشند بسیار نادرند! و دین حد اعلای آسایش فکری است! ولی آقای آبه، چه خوشتان بیاید و چه نیاید، به هر حال کسانی هم هستند که شوق فهمیدن بیشتر از شوق ایمان آوردن به ذهنشان حاکم است.»
58 likes · flag

Sign into ŷ to see if any of your friends have read خانواده تیبو دوره چهار جلدی.
Sign In »

Reading Progress

April 5, 2024 – Started Reading
April 5, 2024 – Shelved
April 12, 2024 –
38.0%
April 17, 2024 –
60.0%
April 25, 2024 –
80.0%
April 30, 2024 – Finished Reading

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)

dateDown arrow    newest »

Saman دقیقا روزهای آخر آنتوان همینطور بود که گفتین:)) نامه هاش به پسر جان بسیار حالت پند و نصیحت داشت. یاد مراد دوگار، تولستوی افتادم... ممنون از ریویو شما، مفید و خواندنی بود.


Rosa ی کم این تلاش اخرش اغراق امیز بود لجمو در اورد :)) خیلی ممنونم که ریویو من� رو خوندید :)


back to top