ŷ

Mohaaaamin's Reviews > یادداشت‌ها� آدم زیادی

یادداشت‌های آدم زیادی by Ivan Turgenev
Rate this book
Clear rating

by
164929304
's review

really liked it

خیلی مختصر بخوام بگم، "یادداشت‌ها� آدم زیادی" نوشته‌ها� روزانه‌� مردیه که توی بسترش مشتاقانه منتظر مرگه. مردی که توی جامعه‌ا� نادیده گرفته شده و خودش رو اسبِ پنجم در یه کالسکه‌� چهار‌اسب� می‌بین�. این نوشته‌ها� از روز ۲۰ مارس شروع میشن و در ۱ آوریل به پایان می‌رس�.

اما مبسوط‌ت� بخوام به این کتاب بپردازم:
"آدم زیادیِ" تورگنیف همان جنس نهیلیسمی است که داستایفسکی با آن سرِ جنگ دارد. آدمی که توان و قدرتِ مقابله با جهان را ندارد، ناگزیر سپر می‌انداز� و در تمنای مرگ‌ا� می‌نشین�. احضارِ مرگ برای خلاصی از بی‌فایدگ� و شکستِ بودن.
به زعمِ من "یادداشت‌ها� زیرزمینیِ" داستایفسکی مقابلِ "یادداشت‌ها� آدم زیادیِ" تورگنیف نوشته شده است.
"مردِ زیرزمینی" همانند "مرد زیادیِ" تورگنیف بیمار، ترسو و مطرود است اما برخلافِ او بر وجودِ شرآلود خود تکیه زده و علیه همه شورش کرده.

تورگنیف در کتابِ "یادداشت‌ها� آدم� زیادی" به خوبی دست به گونه‌ساز� می‌زند� گونه‌� آدم‌ها� زیادی.
اما این "آدمِ زیادی" به چه معناست؟
آیا هر فردی که احساس می‌کن� مورد بی‌توجه� قرار گرفته و جامعه منزوی‌ا� کرده آدمِ زیادی است؟

در ادبیات روسیه، اصطلاحی ادبی به نام "آدم زیادی" وجود دارد. این گونه از قهرمانان در سال‌ها� ۱۸۴۰ - ۱۸۵۰ بسیار مطرح بودند، این اصطلاح برای اولین بار توسط بلینسکی در نقد آثار پوشکین استفاده شده است. در ادبیات روسیه، آدم زیادی به کسانی اطلاق می‌ش� که به خاطر افکار و اعمال متمایزشان در جامعه، احساس طفیلی بودن و زاید بودن را پیدا می‌کنن�. به‌خاط� افکار آرمان‌گرا� خود توسط اطرافیان و حکومت پس زده می‌شون� و اغلب به افرادی منزوی و سردرگم تبدیل می‌شون�. این قهرمانان از استعداد و توانایی بالایی برخوردارند ولی در دوره‌� حکومت نیکلای، این توانایی‌ه� نمی‌توانستن� به اجرا در‌آین� و افراد سرکوب می‌شدن�. در ادبیات روسیه این اصطلاح ادبی، یعنی آدم زیادی با ادبیات اشرافی روسیه در قرن نوزدهم تداعی می شود.(بررسی ابعاد شخصیتی قهرمانان یوگنی آنگین به عنوان آدم زیادی در نسل طلایی روسیه، بهرام زینالی و همکار)

ویژگی های آدم زیادی:
آنچه که بر پایه نظرات تورگنیف می‌توا� به عنوان ویژگی یک آدم زیادی در نظر گرفت موارد ذیل است :
- پایگاه خانوادگی این قهرمان ادبی برخاسته از خانواده های اشراف بود.
- وضعیت اقتصادی آنان بسیار مساعد بود.
- آنها به علوم مختلف تسلط داشتند و از استعدادهای بالایی برخوردار بودند.
- به دلیل روح کاوشگر و آرمان‌گرا� خود نمی‌توانستن� جایگاه خود را در جامعه پیدا کنند.
- زندگی اشرافی و تجملات حاکم بر زندگی این قشر در جامعه آنها را جذب نمی کرد.
- آنها در زمان و مکان مناسبی به دنیا نیامده بودند.
- توسط جامعه و به واسطه شرایط حاکم به دلیل افکار خود طرد می‌شدن�.
-تلاش برای بهبود شرایط زندگی مردمان عادی.(بررسی ابعاد شخصیتی قهرمانان یوگنی آنگین به عنوان آدم زیادی در نسل طلایی روسیه، بهرام زینالی و همکار)

هر چند تورگنیف در اثر "یادداشت‌ها� آدم زیادی" در سال ۱۸۵۰، این شخصیت را به تصویر کشیده است، اما ورود این قهرمان به ادبیات روسیه از طریق آثار پوشکین و با اثر مشهور یوگنی آنگین صورت میگیرد.(بررسی ابعاد شخصیتی قهرمانان یوگنی آنگین به عنوان آدم زیادی در نسل طلایی روسیه، بهرام زینالی و همکار)

اصطلاح نسل طلایی هم در این دوران بود که سر برآورد. پیکسانوف در مقاله پوشکین و فقر پترزبورگ از این اصطلاح ادبی استفاده می کند. او جوانان قرن نوزدهم را در گروه نسل طلایی قرار می‌ده�.(پیکسانوف، ۱۹۶۰ ، ١٧٦ ) آنها گروهی از جوانان بودند که زندگی مردم و مشکلات جامعه همواره آنها را به خود وا می‌داش�. نجات و بهبود شرایط زندگی مردم از سرمشق‌ها� زندگی آنها بود. مبارزه برای رسیدن به ایده آل زندگی، شعار این گونه جوانان بود.

پرسشِ دیگری که مطرح است اینست که چه شد که "آدم زیادی" خلق شد و پا به ادبیات روسیه گذاشت؟

تلخکامی شدید از سرنوشت، از محیط اطراف و از نفس خود سراسر وجود نخبگان ملت روس را فرا گرفته بود. این هیجان‌ها� نه به صورت هوس و احوال سودایی، بلکه به صورت بدگمانی و میل به تخریب و ویران‌ساز� جلوه می‌نمو�. بیش از هر چیز رابطه روحی نسبت به وطن بود که دستخوش تردید و دوگانگی میشد. پوشکین به چادایف نوشت : "به شرفم قسم میخورم که حاضر نیستم وطنم را با هیچ چیز در این دنیا معاوضه کنم و یا تاریخ دیگری غیر از تاریخ نیاکانمان که خداوند به ما عطا کرده داشته باشم." اما همین پوشکین، ندا سر می‌دا�: "کار شیطان بود که من با این روح و این ذوق در روسیه به دنیا بیایم." بدین ترتیب بود که با استعدادترین اشخاص قادر نبودند، موجودیت خود را به نحوی معقول در درون جامعه مطرح کنند و به نظر خود به صورت آدم زیادی و انسانی که در زمان مناسب متولد نشده در می‌آمدن�. برای آنها این توفیق پیش نیامد که از طریق توانمندی فردی بتوانند به آگاهی از ارزش اجتماعی خود دست یابند.(بررسی ابعاد شخصیتی قهرمانان یوگنی آنگین به عنوان آدم زیادی در نسل طلایی روسیه، بهرام زینالی و همکار)

نگرانی عمیق در مورد سرنوشت روسیه به عنوان یک معضل حاد در مرکز توجه و تفکر بخش بزرگی از اشرافیت تحصیلکرده روسیه در سه ده اول قرن نوزدهم قرار گرفت و آنها را مجبور به نوعی باز اندیشی تاریخی نمود. برخی از آنها از وطن نافرهیخته، بدون تاریخ و از نظر تاریخ فرهنگی عقیم خود، احساس شرم میکردند و در مورد آینده‌� آن دچار یأس بودند و بعضی امیدوار بودند که ملت روسیه در مسیری که به وسیلۀ اروپای غربی مشخص شده بود، گام نهاده و عقب ماندگی خود را جبران کند و به ملل فرهنگی ملحق گردد و کسانی هم در تلاش آن بودند که خود را از جمیع احساسات خود‌کم‌بین� خلاص کنند.(نکاتی درباره ادبیات روس، ترجمه‌� فاروق خارابی)

  در دورانِ پس از قیام دکابریست‌ها� روشنفکران روس دو جبهه‌� اصلی داشتند: یک گروه طرفداران اصالت نژاد اسلاو بودند با روحیه‌� ناسیونالیستی و بازگشت به خویش و به نوعی مدافع کلیسای ارتدوکس. که داستایفسکی در این جبهه قرار می‌گرفت� شخصیتی مرتجع و مدافع کلیسای ارتدوکس(تورگنیف به همین خاطر او را "میهن‌پرست� متعصب" لقب می‌ده�). گروه دیگر طرفداران تجدد بودند و الگوهای لیبرالیسم غربی را وام گرفته بودند. در این جبهه دو جناح شکل گرفت یکی کسانی که خواستار تحولات و تغییرات گام به گام و تدریجی بودند و دیگری آن‌ه� که به دنبال تحولات رادیکالی و ناگهانی بودند. تورگنیف جزو دسته ی اول بود.
تورگنیف وقتی به روسیه بازگشت روشنفکری متجدد و خواستار نوسازی بود. داستایفسکی او را نویسنده‌� غرب‌زده‌� متوهم می‌دانس� و بار‌ه� به او تاخت.
گفتنی است که تورگنیف در ابتدا با لئو تولستوی و فئودور داستایفسکی رابطه‌� دوستانه‌ا� داشت اما بعدها این رابطه به کدورت انجامید، در حدی که در سال ۱۸۷۳ تولستوی به او پیشنهاد دوئل داد!

داستایفسکی راه‌حل‌ا� برای این نهیلیسم و این انزوایی که یقه‌� بسیاری از متفکرانِ روسیه را گرفته بود، بازیابی رابطه‌� فرد با خاک و سرزمین بود. او متفکران را از غربزدگی نهی می‌کر�.

همانطور که جلال آل احمد نیز در کتاب "غربزدگیِ" خود به شیوه‌ها� تفکر روشنفکران ایرانی در دوره ای از تاریخ پرداخته است و غربزدگی را بیماری غالب روشنفکران ما معرفی کرده و آن را به مانند وبازدگی یا سن زدگی که به جان خوشه های گندم افتاده و آن را از درون می‌پوساند� قلمداد می‌کن�. وی ضمن طرح اندیشه های خود درباره مبحث غرب و تجدد، ریشه های غربزدگی را در خودباختگی میداند و این که انسانها به احساس درماندگی مبتلا شده اند و در مقابل غرب احساس بندگی می‌کنن� و به شرقیان هشدار می‌ده� که در مقابل غرب احساس خطر کنند.(بررسی موضوع "آدم اضافی" در ادبیات دهه ۲۰ و ۳۰ قرن نوزدهم روسیه و ادبیات معاصر ایران، مرضیه یحیی پور و همکار)

قهرمانِ کتابِ "یادداشت‌ها� آدم زیادی" خودش را اینگونه توصیف می‌کن�:"زیادی، زیادی ... خوب کلمه‌ا� اختراع کردم. هرچه عمیق‌ت� در خود کنکاش میکنم و هرچه در گذشته‌ا� باریک‌ت� میشوم، از درستی این واژه اطمینان بیشتری پیدا میکنم. کاملاً درست است: زیادی. این کلمه برای دیگران کاربرد ندارد... آدم‌ه� بد، خوب عاقل ، ابله دلچسب یا زننده هستند، اما زیادی نیستند."
همانطور که "آدم زیرزمینیِ" داستایفسکی هم اینچنین می‌گوی�:"به هیچ جایی نرسیدم، حتا نتوانستم آدم شرور و کینه توزی بشوم و یا آدم خوش قیافه ای، نه بدجنس، نه پست فطرت، نه یک قهرمان و نه حتا یک حشره."

آدم زیادی که در سی سالگی به سر می‌برد� منتظرِ مرگ نشسته و مردن را واجب و دستمایه‌ا� برای آرمیدنِ خود می‌دان�. چنانکه آدم زیرزمینی هم معتقد بود: "در حال حاضر چهل سال از عمرم میگذرد. باری، چهل سال یک عمر است، پیری واقعی است. بیش از این زنده ماندن کار درستی نیست، غیراخلاقی است، زشت است.چه کسی پس از چهل سال سن زنده میماند؟ روراست و شرافتمندانه جوابم را بدهید. خودم پاسخ این سوال را میدهم: احمق‌ه� و اراذل پس از چهل سالگی باز هم به زندگی ادامه میدهند."

"حتی گاه افکاری نسبتاً جالب و نه چندان معمول به ذهنم خطور می کند اما از آنجا که زیادی هستم و درونم کلون کوچکی دارم از بیان افکارم میهراسم به ویژه که پیشاپیش میدانم ایده هایم را به ناشکیل ترین طرز ممکن بازگو خواهم کرد من گاه حیرت میکنم که آدمها این قدر ساده و راحت حرف می زنند ... فکرش را که میکنی میبینی نکته بسیار جالبی است."
- از متنِ کتاب
30 likes · flag

Sign into ŷ to see if any of your friends have read یادداشت‌ها� آدم زیادی.
Sign In »

Reading Progress

July 18, 2024 – Started Reading
July 18, 2024 – Shelved
July 18, 2024 – Finished Reading

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)

dateDown arrow    newest »

message 1: by Saman (new)

Saman بابت این ریویو غنی و خواندنی و پر نکته بسیار ازت متشکرم.


message 2: by Bookworm (new)

Bookworm ریویو فوق العاده
ولی چقدر مفهوم اولیه ای که من از اصطلاح " آدم زیادی" برداشت کردم متفاوت بود:))


Mohaaaamin Saman wrote: "بابت این ریویو غنی و خواندنی و پر نکته بسیار ازت متشکرم."
قربان شما.
لطف دارین به من.
ممنون از شما که خواندین.


Mohaaaamin Bookworm wrote: "ریویو فوق العاده
ولی چقدر مفهوم اولیه ای که من از اصطلاح " آدم زیادی" برداشت کردم متفاوت بود:))"

البته اگه کتاب رو بخونیم گاها همذات پنداری میکنیم با این شخص و تعریف شخصی پیدا میکنیم از آدم زیادی. و قشنگیش هم به همین برداشت های متفاوت از یه کتابه.
ولی به هر حال اگه ریشه یابی کنیم متوجه میشیم تعریف خاص خودش رو داشته این اصطلاح و به اقتضای اون دوره به وجود اومده.
مرسی که ریویو رو خوندین.


Omid Shafiei فوق العاده نوشتی دوست عزیز


back to top