Ali Np's Reviews > تنگسير
تنگسير
by
by

«تو که انقده بزدل نبودی� آخه مگه تو تنگسیر نیسّی؟»
اولین تجربه� خواندن از صادق چوبک و دومین کتاب خوبی که با گروه «همخوانی کتابها� بد» خواندم.
اصلاً تصور نمیکرد� با همچین اثری روبرو باشم.
همه چی داشت و هیچی کم نداشت.
شخصیتِ «محمد تنگسیر» انقدر خوب پرداخت شده بود که هرچقدر در طول داستان همه ازش تعریف و تمجید میکردن� حالت تصنعی و اغراقگون� پیدا نمیکر� و گویی که ما محمد رو از نزدیک میشناختی� و با خودمون میگفتی�: آره آره دقیقاً همچین آدمیه بازم ازش تعریف کن!
فضاسازی و توصیفِ حال و هوای بندر و تنگستان از نظر من، خیلی جاها، بسیار شبیه به حال و هوای درونیِ خودِ محمد بود. مثل شبی که به ستارهها� هفت برادرون نگاه میکر� و میدی� که همیشه با همان� و از هم جدا نمیش� و خودش هم کنار شهرو و بچهه� بود و میخواس� از اونه� جدا بشه.
یک جورهایی محمد خودِ تنگستان بود. تنگستانِ زخمخورده� خشمگین از تجاوز نااهلان.
اینکه راوی داستان خیلی سرزده و کوتاه در داستان ظاهر شد جالب و غیرمنتظره بود.
از یه جایی داستان، کشش زیادی در من ایجاد کرد و باعث شد نتونم بزارمش زمین و اصلاً انتظار نداشتم.
پایانبند� رو هم خیلی دوست داشتم :)
و اینکه یک حس غرور و میهنپرستیا� نیز در مخاطب برمیانگیخ�.
خلاصه که دم همه� بروب� تنگستان و رئیس علی دلواری و صادق چوبک و بچهها� گروه همخوان� کتابها� بد گرم!
اولین تجربه� خواندن از صادق چوبک و دومین کتاب خوبی که با گروه «همخوانی کتابها� بد» خواندم.
اصلاً تصور نمیکرد� با همچین اثری روبرو باشم.
همه چی داشت و هیچی کم نداشت.
شخصیتِ «محمد تنگسیر» انقدر خوب پرداخت شده بود که هرچقدر در طول داستان همه ازش تعریف و تمجید میکردن� حالت تصنعی و اغراقگون� پیدا نمیکر� و گویی که ما محمد رو از نزدیک میشناختی� و با خودمون میگفتی�: آره آره دقیقاً همچین آدمیه بازم ازش تعریف کن!
فضاسازی و توصیفِ حال و هوای بندر و تنگستان از نظر من، خیلی جاها، بسیار شبیه به حال و هوای درونیِ خودِ محمد بود. مثل شبی که به ستارهها� هفت برادرون نگاه میکر� و میدی� که همیشه با همان� و از هم جدا نمیش� و خودش هم کنار شهرو و بچهه� بود و میخواس� از اونه� جدا بشه.
یک جورهایی محمد خودِ تنگستان بود. تنگستانِ زخمخورده� خشمگین از تجاوز نااهلان.
اینکه راوی داستان خیلی سرزده و کوتاه در داستان ظاهر شد جالب و غیرمنتظره بود.
از یه جایی داستان، کشش زیادی در من ایجاد کرد و باعث شد نتونم بزارمش زمین و اصلاً انتظار نداشتم.
پایانبند� رو هم خیلی دوست داشتم :)
و اینکه یک حس غرور و میهنپرستیا� نیز در مخاطب برمیانگیخ�.
خلاصه که دم همه� بروب� تنگستان و رئیس علی دلواری و صادق چوبک و بچهها� گروه همخوان� کتابها� بد گرم!
Sign into ŷ to see if any of your friends have read
تنگسير.
Sign In »
Reading Progress
October 10, 2024
–
Started Reading
October 10, 2024
– Shelved
October 16, 2024
–
Finished Reading
Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)
date
newest »


چه اشاره جالبی هم به توصیف فضا و درونیات ممد کردی، من بهش فکر نکرده بودم ولی الان که گفتی دیدم آره درسته. مررسی ازت که باهامون خوندی �(◍•ᴗ•◍)❤�"
قربونت ^•^ باعث افتخار منه که همخوانی کردم این کتاب رو باهاتون و کلی چیز ازت یاد گرفتم و میگیر� ❤️

مرسی از لطفت آرمینجا� (به ریویوهای شما که نمیرسه) خوشحالم که این کتاب رو با هم خوندیم.

مرسی علی عزیزم از ریویوت"
دقیقا، خیلی کوتاه بود اما باحال بود. قربانت مهرداد عزیز. خوشحالم که این کتابو خوندیم باهم @.@
چه اشاره جالبی هم به توصیف فضا و درونیات ممد کردی، من بهش فکر نکرده بودم ولی الان که گفتی دیدم آره درسته. مررسی ازت که باهامون خوندی �(◍•ᴗ•◍)❤�