Sara's Reviews > تنگسیر
تنگسیر
by
by

Sara's review
bookshelves: audio-books, e-book, persian-writers, with-reading-book-club, ریویوی-مفصل-تر
Oct 18, 2024
bookshelves: audio-books, e-book, persian-writers, with-reading-book-club, ریویوی-مفصل-تر
قلم چوبک برام خیلی عجیب و تازهاس�.
با اینکه از اصطلاحات عامیانه و محلی استفاده کرده بود اما به اندازه ازشون استفاده کرده بود و اذیتکنند� نمیشد. همین استفاده از لهجه و عباراتش باعث میشد بهتر حس کنی تو چه فضایی هستی و برخوردها چه مدلیه. در عین سادگی نوشتارش بسیار گیرا بود. توصیفاتش خیلی دقیق و کافی بودند.
چوبک تو کتابش یه گوشها� از فرهنگ و مشکلات اون زمان رو به تصویر کشیده و میخواست نشون بده یه جا بالاخره یکی علیه ظلم پامیشه و رفتارها و تفکر آدمها� اطرافشون رو راجع به این قضیه نشون میداد.
با اینکه یه سری وقایع داستان انگار واقعی بودند اما با مدل پرداخت داستانیش، زار محمد عملا نماد کسایی بود که زیر فشار اجتماعی و اقتصادی از پا درنیومدند و باشجاعت سر باورهاشون در مقابل ستمگر، هرکسی که میخواد باشه با هر جایگاهی، قد علم کردند. به قول خودش «زیر بار زور نمیرفت»ـند.
وقتی تفنگ تو دستت باشه، وقتی آدم کشته باشی و قبح یه سری چیزا ریخته باشه، وقتی تو فرهنگی باشی که یه سری ارزشه� و تعاریف پرقدرت جمعی دارند، وقتی شرافت برات مفهومی داشته باشه که بگی
و وقتی کسی که باید عدالت رو اجرا کنه خودش بیعدالت� رو ایجاد کرده، با یه سری زمینه ها ممکنه دچار گادز کامپلکس بشی و خودت دست به رفتارهایی بزنی و کارایی کنی که منطقا نباید.
بعد از چند روز اومدم راجع به این کتاب بنویسم دیدم گفتنیهار� بچهه� خیلی قشنگ گفتند. به ریویوشون ارجاعتون میدم. کتاب با همخوان� کتابها� بد خونده شد و فوقالعاد� خوب بود.
یه سری چیز جذاب هم اون وسط یاد گرفتم، مثلا فهمیدم منگک و پرپین چین�. یا فهمیدم املای ایاغ به این صورته. یه قسمتی از شروهخوان� بوشهریه� داشت.
این دو قسمت از کتاب هم اینجا بمونه:
با اینکه از اصطلاحات عامیانه و محلی استفاده کرده بود اما به اندازه ازشون استفاده کرده بود و اذیتکنند� نمیشد. همین استفاده از لهجه و عباراتش باعث میشد بهتر حس کنی تو چه فضایی هستی و برخوردها چه مدلیه. در عین سادگی نوشتارش بسیار گیرا بود. توصیفاتش خیلی دقیق و کافی بودند.
چوبک تو کتابش یه گوشها� از فرهنگ و مشکلات اون زمان رو به تصویر کشیده و میخواست نشون بده یه جا بالاخره یکی علیه ظلم پامیشه و رفتارها و تفکر آدمها� اطرافشون رو راجع به این قضیه نشون میداد.
با اینکه یه سری وقایع داستان انگار واقعی بودند اما با مدل پرداخت داستانیش، زار محمد عملا نماد کسایی بود که زیر فشار اجتماعی و اقتصادی از پا درنیومدند و باشجاعت سر باورهاشون در مقابل ستمگر، هرکسی که میخواد باشه با هر جایگاهی، قد علم کردند. به قول خودش «زیر بار زور نمیرفت»ـند.
وقتی تفنگ تو دستت باشه، وقتی آدم کشته باشی و قبح یه سری چیزا ریخته باشه، وقتی تو فرهنگی باشی که یه سری ارزشه� و تعاریف پرقدرت جمعی دارند، وقتی شرافت برات مفهومی داشته باشه که بگی
«تو زندگی هیچی نیست که قد شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم؛ حتی زن و بچه آدم. درسّه که چشمشون به دست ماس و باید به فکرشون باشیم و زیر پر و بالمون بزرگشون کنیم، اما نه با بیآبروی�. این خوبه که فردا که بچههامو� بزرگ شدن مردم بهشون بگن باباتون نامرد بود و زیر بار زور رفت؟ این خوبه یا خوبه بشون بگن باباتون رفت حقشو بگیره کشتنش؟»
و وقتی کسی که باید عدالت رو اجرا کنه خودش بیعدالت� رو ایجاد کرده، با یه سری زمینه ها ممکنه دچار گادز کامپلکس بشی و خودت دست به رفتارهایی بزنی و کارایی کنی که منطقا نباید.
اگه صاف و صادق نبودیم که بندریا غارتمون نمیکردن وختی ما میبینیم یه آدمی با ریش و پشم و محرر و قرآن پهلوی دستش تو خونش نشسته میگه من جانشین پیغمبرم ما هم زودی ازش قبول می کنیم. اما بندریا چون همشون تو دروغ و دغل بزرگ شدن به این زودی گول نمی خورن.
بعد از چند روز اومدم راجع به این کتاب بنویسم دیدم گفتنیهار� بچهه� خیلی قشنگ گفتند. به ریویوشون ارجاعتون میدم. کتاب با همخوان� کتابها� بد خونده شد و فوقالعاد� خوب بود.
یه سری چیز جذاب هم اون وسط یاد گرفتم، مثلا فهمیدم منگک و پرپین چین�. یا فهمیدم املای ایاغ به این صورته. یه قسمتی از شروهخوان� بوشهریه� داشت.
این دو قسمت از کتاب هم اینجا بمونه:
«قاسم بدبخت زود مرد. تازه این زن را گرفته بود که مرد و از دس این مردم راحت شد. فلک کجا از این حرفا سرش میشه. داسش دور سرش میچرخونه، به هرکی خورد شل و پلش میکنه. اگه منم بمیرم شهرو مث این زنگ برام شیون میکنه. چه فایده داره؟ اما شاید من اصلا گور نداشته باشم. گور میخوام چه کنم. زندگی آخرش همینه از دس آدم چه کاری بر میآد؟�
آقا! حرف دهنت بفهم. برای چه به من میگ� مردکه دبنگ؟ برو خدا را شکر کن که جای پیغمبر تکیه زدی. میخوا� بفهمم پیغمبر اسلام هم وختی امر و نهی میکرد� به مردم بد و بیراه میگفت�
شیخ ابوتراب آتشی شد و داد زد: چه گُهها� زیادتر از دهنش میخور�! پاشو برو گورت گم کن. هزار تا کار داریم. اگه دیگه این طرفا پیدات بشه، مید� بندازنت زیر شلاق تا کمرت له کنن.
Sign into ŷ to see if any of your friends have read
تنگسیر.
Sign In »
Reading Progress
October 10, 2024
–
Started Reading
October 10, 2024
– Shelved as:
e-book
October 10, 2024
– Shelved as:
audio-books
October 10, 2024
– Shelved
October 10, 2024
– Shelved as:
with-reading-book-club
October 10, 2024
– Shelved as:
persian-writers
October 15, 2024
–
38.0%
"آقا حرف دهنت بفهم! برای چه به من میگی مردکه دبنگ؟
برو خدا را شکر کن که جای پیغمبر تکیه زدی. میخوام بفهمم پیغمبر اسلام هم وختی امر و نهی میکرد به مردم بد و بیراه میگفت�"
برو خدا را شکر کن که جای پیغمبر تکیه زدی. میخوام بفهمم پیغمبر اسلام هم وختی امر و نهی میکرد به مردم بد و بیراه میگفت�"
October 15, 2024
–
45.0%
"اگه صاف و صادق نبودیم که بندریا غارتمون نمیکردن. وختی ما میبینی� یه آدمی با ریش و پشم و محرر و قرآن پهلوی دستش تو خونش نشسته میگه من جانشین پیغمبرم ما هم زودی ازش قبول می کنیم. اما بندریا چون همشون تو دروغ و دغل بزرگ شدن به این زودی گول نمیخور�."
October 18, 2024
–
Finished Reading
October 22, 2024
– Shelved as:
ریویوی-مفصل-تر
Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)
date
newest »

message 1:
by
Ali
(new)
-
rated it 5 stars
Oct 19, 2024 03:51AM

reply
|
flag