Amin Matin's Reviews > مرشد و مارگریتا
مرشد و مارگریتا
by
by

Amin Matin's review
bookshelves: classic, favorite-of-all-time, ادبیات-روسی
Aug 12, 2023
bookshelves: classic, favorite-of-all-time, ادبیات-روسی
Read 2 times. Last read August 3, 2023 to August 12, 2023.
بررسی کتاب مرشد و مارگاریتا:
نویسنده: میخائیل بولگاکف
مترجم: عباس میلانی
ناشر: نشر نو
گونه ادبی: رئالیسم جادویی
مرشد و مارگریتا، شاهکاری که در آسمان ادبیات پرستاره روسیه به مانند خورشید میدرخش�.
ادبیات خوب، ادبیات اصیل، همواره ویرانگر، تقسیمناپذی� و عصیانگ� است، ماریو بارگاس یوسا درست میگوی�: «ادبیات خوب هستی و نیستیتا� را به چالش میکش�.»
دنیایی که ادبیات ندارد، دنیای بدون تمدن است، دنیایی بدون بهره از احساسات، و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و عشق و تباه از همه نظر است، به معنی واقعی کلمه دنیای بدون ادبیات، کابوسی بیش نیست، دنیای تندادنه� و بردگیه� است.
به نظر من ادبیاتی خوب است، که کاملاً اعتراضی باشد، تعریفتا� از زندگی خوب را به چالش بکشد، و باعث شود پرسشها� اساسی راجع به جهانی که در آن زندگی میکنی� از خود بپرسید. مرشد و مارگریتا کتابی است که بولگاکف بزرگوار، استاد ادبیات رئالیسم جادویی، دوازده سال از عمر خود را وقف آن کرد ولی متأسفانه زنده نماند که موفقیت و تاثیر کتاب خود را در اذهان عاشقان ادبیات و همه� مردمی که وقت گذاشتهان� و کتاب او را خواندهان� ببیند.
وقتی برای یافتنِ تعریف کلمه� «اعتقاد» به ویکیپدیا سر میزنی� نوشته: «اعتقاد یک وضعیت ذهنی است که فرد در آن به حقانیت و وجود چیزی باور دارد. درحالی که ممکن است مدرک و دلیلی تجربی که با اطمینان کامل بر واقعی بودن آن چیز صحه بگذارد، وجود داشته یا نداشته باشد». در اینجا با همان معنای عمومی «اعتقاد» کار دارم. همانی که وقتی اسمش میآی� یاد خدا و پیغمبر و نیرویی فراتر میافتی�. شاید نه همه� انسانها� اما اکثرا به چیزی فراتر از خودشان اعتقاد دارند. یکی به بهشت و جهنم و آخرت و عیسی مسیح و امام حسین اعتقاد دارد و با فکر کردن به آنها آرامش میگیر� و وجودش در دنیا را بیهد� پیدا نمیکن� و یکی با بلعیدنِ بزرگی هستی و طبیعت زیبای اطرافش. یکی به فرمولها� ریاضیوار� پیچیده� استیون هاوکینگی و نظریه� داروین باور دارد و یکی به معنای حقیقی آفرینش خدا. این وسط، بدونش� بین مردم عادی هستند کسانی که گوشهچشم� هم به باور دیگران دارند. نهایتا اما همه با درک ثابتشدها� خود از دنیای اطرافشان� روزگار میگذرانن�. تا اینکه... .
تصور کنید روزی تمام عقایدتان توسط اتفاقی غیرقابل توضیح، ماوراءالطبیعه، و در ابعاد جهنمی بهه� بریزد، سقوط کند و تعریف تازها� به خود بگیرد، چه خواهد شد اگر تمام محاسبات ایمانمحور� که در طول زندگیما� کرده� بودیم، یک روز با پاسخی غیرمنتظره و مرگآو� روبهر� شود که هیچ انتظارش را نمیکشیدیم� بولگاکف پاسخ میده� که چه اتفاقی میافت�.
کتاب مرشد و مارگریتا از یک کلان پیرن� و یک خرده� پیرن� تشکیل شده است، پیرن� اصلی کتاب متشکل از روایاتی هست که برای شخصیتها� کتاب در مسکو جریان دارد میافت�. و خرده پیرن� یا همان روایت فرعی متشکل از رویدادی هست که در بازه زمانی محاکمه مسیح در اورشلیم جریان دارد و عمدتاً درباره حاکم یهودا، به نام پونتس پیلاطس است.
نکتها� که راجع به شخصیتها� انسان مرشد و مارگریتا وجود دارد حقیقتی هست که نشان میده� همه� آنه� خواه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از بیماری «روانگسیختگی� رنج میبرند� بیماریا� که در زمان زیستن بولگاکف به جنگ و دعوای دو نیمه وجود و شخصیتها� دوگانه اطلاق میشدهاست� معنایی که با مفهوم امروزی اسکیزوفرنی فرقه� دارد؛ بگذریم، به نوعی میتوانی� بگوییم تقریباً تمام شخصیتها� مرشد و مارگریتا شاکلها� ثابت دارند که برگرفته از خواستهه� و نیازها� درونیشا� است، که در کنار فرم سازمانی و البته اجباریا� که به واسطه جبر نظام� کمونیستی حاکم به آنه� تلقین شدهاس� قرار میگیر�. فکر میکن� تا به اینجا هدف بولگاکف از روانی کردن تمام شخصیته� را فهمیدهاید� او به واسطه نبوغ خود از همین تکنیک برای اعتراض به شرایط حاکم در زمانه استفاده میکن�. به عبارتی شخصیت شیطان در کتاب مرشد و مارگریتا شخصیت خوبی نیست، بلکه تجسم کاملی از قدرت و حتی حکومت است. او به ایوان شاعر میفهمان� که شعر او چه ارزش داشته باشد، چه ارزش نداشته باشد قابل چاپ نیست، و از همین طریق روبهر� کردن خواسته درونی ایوان با شرایط موجود و حاکم ضربه سختی به ایوان میزن� که در نهایت کار او را به تیمارستان میکشان�. تیمارستانی که برای درمان تعارض وجود او ساخته شده است. در ادامه داستان فرمول مشابها� را با اندک تغییراتی در قبال بقیه شخصیته� نیز خواهید دید.
بنابر تحلیلها� متعدد، در کل کتاب دو نوع بیماری اسکیزوفرنی وجود دارد، بیمارانی که تعارض بیرونی آنه� با خواستهها� درونیشا� سازگار است، و تعارض بنیادینی با هم ندارد که شامل اکثر شخصیتها� انسان داستان به غیر از دو نفر بهخصو� که در درسته بیماران ناسازگار قرار میگیرن� میشود� حالا بیایید حدس بزنید بیماران ناسازگار داستان چه کسانی هستند؟ مرشد و مارگریتا
بیمارانی که به زعم بنده اسکیزوفرنی ناسازگار دارند و خواسته درونیشا� ضد وضع موجود است و باعث فروریختن نظام عقیدتی جامعه میشو�.
هرچقدر در طول روایت مرشد و مارگریتا پیش میروی� متوجه میشوی� شیطان همان حکومت آن روزهای جامعه شوروی است، حکومتی که میتوان� هرچند با فریب اکثر مردم جامعه حتی آنانی را که دارای بیماری اسکیزوفرنی سازگار هستند را مطابق با خواستهها� خود حرکت دهد، نمیتوان� با بیماران ناسازگار یا به عبارتی همان مرشدها و مارگریتاها دست به مقابله بزند و دقیقاً همینجاست که جمله افسانها� مرشد و مارگریتا سر از کار در میآورد� «دستنوشتهه� نمیسوزن�.» و درست در همینجاست که شیطان (که قبلاً راجع به اینکه نماد چیست صحبت کردیم.) اعتراف میکن� که نمیتوان� جلوی نوشتن رمان مرشد را بگیرد، یا نمیتوان� مانع عشق مارگریتا به مرشد شود.
مهارت بولگاکف در بههمبافت� و ترکیب دو نیمه داستان خود مثالزدن� است، او میدان� چه سخنانی را در لفافه بگوید، و چه حرفهای� را صریح بزند، هر عنصر خارج از عادت و عجیب و غریبی که در پیرن� مسکوی داستان میبینید� در پیرن� اورشلیم با علت و معلول توضیح داده شده است�.
بهترین روش برای پیدا کردن کتابها� جدید به نظر من کتاب خواندن بیشتر است، در همین مرشد و مارگریتا بولگاکف بارها نام آنا کارنینا، دن کیشوت، نفوس مرده، و مهمت� از همه فاوست گوته را میگف� که همگی الان در لیست خرید کتابم قرار دارند.
از شقایق که پیشنهاد خوندن مرشد و مارگریتا را به من داد خیلی تشکر میکنم� یکی از بهترین همخوانیه� بود که تا حالا شرکت کردم.
راجع به ترجمه اگه بخوام صحبت کنم هیچی به غیر از ناامیدی از نشر نو و ایراد و اشکال نمیتوان� حرف بزنم، سرتاپای ترجمه پر از ایرادهای حروفچین� هست، ترجمه� عباس میلانی از کتاب مرشد و مارگریتا در ابتدا قطعاً بدون ایراد نبوده، و حتی بعد از ویراست و انواع و اقسام مطابقت با ترجمه� انگلیسی و متن روسی هنوز هم پر از ایراد است. صرفاً امیدوارم ترجمه عباس میلانی بهترین ترجمه از مرشد و مارگریتا نباشد�. به آتش برآب که اهمیتی نمیده� ولی امکان دارم برای بازخوانی به سراغ ترجمه بهمن فرزانه بروم.
در نهایت به کتاب پنج ستاره میدم� هر چه میخواست� و حتی فراتر داشت.
نویسنده: میخائیل بولگاکف
مترجم: عباس میلانی
ناشر: نشر نو
گونه ادبی: رئالیسم جادویی
مرشد و مارگریتا، شاهکاری که در آسمان ادبیات پرستاره روسیه به مانند خورشید میدرخش�.
ادبیات خوب، ادبیات اصیل، همواره ویرانگر، تقسیمناپذی� و عصیانگ� است، ماریو بارگاس یوسا درست میگوی�: «ادبیات خوب هستی و نیستیتا� را به چالش میکش�.»
دنیایی که ادبیات ندارد، دنیای بدون تمدن است، دنیایی بدون بهره از احساسات، و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و عشق و تباه از همه نظر است، به معنی واقعی کلمه دنیای بدون ادبیات، کابوسی بیش نیست، دنیای تندادنه� و بردگیه� است.
به نظر من ادبیاتی خوب است، که کاملاً اعتراضی باشد، تعریفتا� از زندگی خوب را به چالش بکشد، و باعث شود پرسشها� اساسی راجع به جهانی که در آن زندگی میکنی� از خود بپرسید. مرشد و مارگریتا کتابی است که بولگاکف بزرگوار، استاد ادبیات رئالیسم جادویی، دوازده سال از عمر خود را وقف آن کرد ولی متأسفانه زنده نماند که موفقیت و تاثیر کتاب خود را در اذهان عاشقان ادبیات و همه� مردمی که وقت گذاشتهان� و کتاب او را خواندهان� ببیند.
وقتی برای یافتنِ تعریف کلمه� «اعتقاد» به ویکیپدیا سر میزنی� نوشته: «اعتقاد یک وضعیت ذهنی است که فرد در آن به حقانیت و وجود چیزی باور دارد. درحالی که ممکن است مدرک و دلیلی تجربی که با اطمینان کامل بر واقعی بودن آن چیز صحه بگذارد، وجود داشته یا نداشته باشد». در اینجا با همان معنای عمومی «اعتقاد» کار دارم. همانی که وقتی اسمش میآی� یاد خدا و پیغمبر و نیرویی فراتر میافتی�. شاید نه همه� انسانها� اما اکثرا به چیزی فراتر از خودشان اعتقاد دارند. یکی به بهشت و جهنم و آخرت و عیسی مسیح و امام حسین اعتقاد دارد و با فکر کردن به آنها آرامش میگیر� و وجودش در دنیا را بیهد� پیدا نمیکن� و یکی با بلعیدنِ بزرگی هستی و طبیعت زیبای اطرافش. یکی به فرمولها� ریاضیوار� پیچیده� استیون هاوکینگی و نظریه� داروین باور دارد و یکی به معنای حقیقی آفرینش خدا. این وسط، بدونش� بین مردم عادی هستند کسانی که گوشهچشم� هم به باور دیگران دارند. نهایتا اما همه با درک ثابتشدها� خود از دنیای اطرافشان� روزگار میگذرانن�. تا اینکه... .
تصور کنید روزی تمام عقایدتان توسط اتفاقی غیرقابل توضیح، ماوراءالطبیعه، و در ابعاد جهنمی بهه� بریزد، سقوط کند و تعریف تازها� به خود بگیرد، چه خواهد شد اگر تمام محاسبات ایمانمحور� که در طول زندگیما� کرده� بودیم، یک روز با پاسخی غیرمنتظره و مرگآو� روبهر� شود که هیچ انتظارش را نمیکشیدیم� بولگاکف پاسخ میده� که چه اتفاقی میافت�.
کتاب مرشد و مارگریتا از یک کلان پیرن� و یک خرده� پیرن� تشکیل شده است، پیرن� اصلی کتاب متشکل از روایاتی هست که برای شخصیتها� کتاب در مسکو جریان دارد میافت�. و خرده پیرن� یا همان روایت فرعی متشکل از رویدادی هست که در بازه زمانی محاکمه مسیح در اورشلیم جریان دارد و عمدتاً درباره حاکم یهودا، به نام پونتس پیلاطس است.
نکتها� که راجع به شخصیتها� انسان مرشد و مارگریتا وجود دارد حقیقتی هست که نشان میده� همه� آنه� خواه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از بیماری «روانگسیختگی� رنج میبرند� بیماریا� که در زمان زیستن بولگاکف به جنگ و دعوای دو نیمه وجود و شخصیتها� دوگانه اطلاق میشدهاست� معنایی که با مفهوم امروزی اسکیزوفرنی فرقه� دارد؛ بگذریم، به نوعی میتوانی� بگوییم تقریباً تمام شخصیتها� مرشد و مارگریتا شاکلها� ثابت دارند که برگرفته از خواستهه� و نیازها� درونیشا� است، که در کنار فرم سازمانی و البته اجباریا� که به واسطه جبر نظام� کمونیستی حاکم به آنه� تلقین شدهاس� قرار میگیر�. فکر میکن� تا به اینجا هدف بولگاکف از روانی کردن تمام شخصیته� را فهمیدهاید� او به واسطه نبوغ خود از همین تکنیک برای اعتراض به شرایط حاکم در زمانه استفاده میکن�. به عبارتی شخصیت شیطان در کتاب مرشد و مارگریتا شخصیت خوبی نیست، بلکه تجسم کاملی از قدرت و حتی حکومت است. او به ایوان شاعر میفهمان� که شعر او چه ارزش داشته باشد، چه ارزش نداشته باشد قابل چاپ نیست، و از همین طریق روبهر� کردن خواسته درونی ایوان با شرایط موجود و حاکم ضربه سختی به ایوان میزن� که در نهایت کار او را به تیمارستان میکشان�. تیمارستانی که برای درمان تعارض وجود او ساخته شده است. در ادامه داستان فرمول مشابها� را با اندک تغییراتی در قبال بقیه شخصیته� نیز خواهید دید.
بنابر تحلیلها� متعدد، در کل کتاب دو نوع بیماری اسکیزوفرنی وجود دارد، بیمارانی که تعارض بیرونی آنه� با خواستهها� درونیشا� سازگار است، و تعارض بنیادینی با هم ندارد که شامل اکثر شخصیتها� انسان داستان به غیر از دو نفر بهخصو� که در درسته بیماران ناسازگار قرار میگیرن� میشود� حالا بیایید حدس بزنید بیماران ناسازگار داستان چه کسانی هستند؟ مرشد و مارگریتا
بیمارانی که به زعم بنده اسکیزوفرنی ناسازگار دارند و خواسته درونیشا� ضد وضع موجود است و باعث فروریختن نظام عقیدتی جامعه میشو�.
هرچقدر در طول روایت مرشد و مارگریتا پیش میروی� متوجه میشوی� شیطان همان حکومت آن روزهای جامعه شوروی است، حکومتی که میتوان� هرچند با فریب اکثر مردم جامعه حتی آنانی را که دارای بیماری اسکیزوفرنی سازگار هستند را مطابق با خواستهها� خود حرکت دهد، نمیتوان� با بیماران ناسازگار یا به عبارتی همان مرشدها و مارگریتاها دست به مقابله بزند و دقیقاً همینجاست که جمله افسانها� مرشد و مارگریتا سر از کار در میآورد� «دستنوشتهه� نمیسوزن�.» و درست در همینجاست که شیطان (که قبلاً راجع به اینکه نماد چیست صحبت کردیم.) اعتراف میکن� که نمیتوان� جلوی نوشتن رمان مرشد را بگیرد، یا نمیتوان� مانع عشق مارگریتا به مرشد شود.
مهارت بولگاکف در بههمبافت� و ترکیب دو نیمه داستان خود مثالزدن� است، او میدان� چه سخنانی را در لفافه بگوید، و چه حرفهای� را صریح بزند، هر عنصر خارج از عادت و عجیب و غریبی که در پیرن� مسکوی داستان میبینید� در پیرن� اورشلیم با علت و معلول توضیح داده شده است�.
بهترین روش برای پیدا کردن کتابها� جدید به نظر من کتاب خواندن بیشتر است، در همین مرشد و مارگریتا بولگاکف بارها نام آنا کارنینا، دن کیشوت، نفوس مرده، و مهمت� از همه فاوست گوته را میگف� که همگی الان در لیست خرید کتابم قرار دارند.
از شقایق که پیشنهاد خوندن مرشد و مارگریتا را به من داد خیلی تشکر میکنم� یکی از بهترین همخوانیه� بود که تا حالا شرکت کردم.
راجع به ترجمه اگه بخوام صحبت کنم هیچی به غیر از ناامیدی از نشر نو و ایراد و اشکال نمیتوان� حرف بزنم، سرتاپای ترجمه پر از ایرادهای حروفچین� هست، ترجمه� عباس میلانی از کتاب مرشد و مارگریتا در ابتدا قطعاً بدون ایراد نبوده، و حتی بعد از ویراست و انواع و اقسام مطابقت با ترجمه� انگلیسی و متن روسی هنوز هم پر از ایراد است. صرفاً امیدوارم ترجمه عباس میلانی بهترین ترجمه از مرشد و مارگریتا نباشد�. به آتش برآب که اهمیتی نمیده� ولی امکان دارم برای بازخوانی به سراغ ترجمه بهمن فرزانه بروم.
در نهایت به کتاب پنج ستاره میدم� هر چه میخواست� و حتی فراتر داشت.
Sign into ŷ to see if any of your friends have read
مرشد و مارگریتا.
Sign In »
Reading Progress
Finished Reading
(Hardcover Edition)
July 27, 2021
– Shelved
(Hardcover Edition)
July 27, 2021
– Shelved as:
to-read
(Hardcover Edition)
August 3, 2023
–
Started Reading
August 3, 2023
–
6.55%
"کمک� کس میکن� باید نام رئالیسم جادویی را به ژانرهای مورد علاقها� اضافه کنم. بولگاکف از همان «قلب سگی» عیار خود را به من نشان داد، نویسندها� که بتواند در دوران سفارشینویس� استالین همچین داستانی بنویسد آدم روشن ضمیری هست."
page
35
August 3, 2023
– Shelved
August 4, 2023
–
18.73%
"حس میکن� با روزی پنجاه صفحه مرشد و مارگریتا خوندن سهم لازم و کامل خودم رو از ادبیات میگیر�."
page
100
August 8, 2023
–
37.45%
"نکته اول: ترجمه عباس میلانی، ترجمه بینقص� نیست، برعکس پر از اشتباهه، ویراست نشر نو برای سالگرد چهل سالگی کتابم هیچ کمکی به ویرایش کتاب نکرده.
ولی همچنان فکر میکن� بهترین انتخاب باشه ترجمه عباس میلانی، صرفاً به عنوان ترجمه خوب بهش نگاه نکنید.
نکته دوم: تا صفحه ۲۰۰ خوندم، واقعاً کتاب جذاب و پیچیدها� است، رئالیسم جادویی داره کار خودش رو میکنه� مرز بین واقعیت و خیال در مرشد و مارگریتا از یکدونه مو باریکت� هست�."
page
200
ولی همچنان فکر میکن� بهترین انتخاب باشه ترجمه عباس میلانی، صرفاً به عنوان ترجمه خوب بهش نگاه نکنید.
نکته دوم: تا صفحه ۲۰۰ خوندم، واقعاً کتاب جذاب و پیچیدها� است، رئالیسم جادویی داره کار خودش رو میکنه� مرز بین واقعیت و خیال در مرشد و مارگریتا از یکدونه مو باریکت� هست�."
August 9, 2023
–
40.64%
"صادقانه بخوام بگم از هفده صفحه آخر هیچی نفهمیدم. کتاب رو الان بستم به افق بینهایت خیره شدم."
page
217
August 10, 2023
–
56.18%
"مطمئنید یکی از دلایل ابتلای انسانها� به بیماری «روانگسیختگی� یا همان اسکیزوفرنی خوندن مرشد و مارگریتا نیست؟"
page
300
August 11, 2023
–
65.54%
"بخش دوم کتاب مرشد و مارگریتا از بیخ و بن نابودم کرده تا به اینجا، بولگاکف واقعاً نابغهس�."
page
350
August 12, 2023
– Shelved as:
ادبیات-روسی
August 12, 2023
– Shelved as:
favorite-of-all-time
August 12, 2023
– Shelved as:
classic
August 12, 2023
–
Finished Reading
Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)
date
newest »

تجربه� جادوییا� بود و حسابی چسبید.
اگر نفوس مرده رو تهیه کردی بهم خبر بده. اون هم پیشنهاد جذابی برای همخوانی هست😎👌🏻