ŷ

Jump to ratings and reviews
Rate this book

The Horla

Rate this book
Our woe is upon us.

This chilling tale of one man’s descent into madness was published shortly before the author was institutionalized for insanity, and so The Horla has inevitably been seen as informed by Guy de Maupassant’s mental illness. While such speculation is murky, it is clear that de Maupassant—hailed alongside Chekhov as father of the short story—was at the peak of his powers in this innovative precursor of first-person psychological fiction. Indeed, he worked for years on The Horla’s themes and form, first drafting it as “Letter from a Madman,� then telling it from a doctor’s point of view, before finally releasing the terrified protagonist to speak for himself in its devastating final version. In a brilliant new translation, all three versions appear here as a single volume for the first time.

The Art of The Novella Series

Too short to be a novel, too long to be a short story, the novella is generally unrecognized by academics and publishers. Nonetheless, it is a form beloved and practiced by literature's greatest writers. In the Art Of The Novella series, Melville House celebrates this renegade art form and its practitioners with titles that are, in many instances, presented in book form for the first time.

79 pages, Paperback

First published January 1, 1886

544 people are currently reading
10.5k people want to read

About the author

Guy de Maupassant

6,955books2,918followers
Henri René Albert Guy de Maupassant was a popular 19th-century French writer. He is one of the fathers of the modern short story. A protege of Flaubert, Maupassant's short stories are characterized by their economy of style and their efficient effortless dénouement. He also wrote six short novels. A number of his stories often denote the futility of war and the innocent civilians who get crushed in it - many are set during the Franco-Prussian War of the 1870s.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6,486 (29%)
4 stars
8,587 (38%)
3 stars
5,496 (24%)
2 stars
1,237 (5%)
1 star
362 (1%)
Displaying 1 - 30 of 1,345 reviews
Profile Image for Ahmad Sharabiani.
9,563 reviews709 followers
October 21, 2021
Le Horla = The Horla = The Horla and Others: Guy de Maupassant's Best Weird Fiction and Ghost Stories: Tales of Mystery, Murder, Fantasy & Horror, Guy de Maupassant

The Horla is an 1887 short horror story written in the style of a journal by the French writer Guy de Maupassant. All around him, he senses the presence of a being that he calls the "Horla".

The torment that the Horla causes is first manifested physically: The narrator complains that he suffers from "an atrocious fever", and that he has trouble sleeping. He wakes up from nightmares with the chilling feeling that someone is watching him and "kneeling on [his] chest."

تاریخ نخستین خوانش: روز سیزدهم ماه ژوئن سال1999میلادی

عنوان: هورلا - مجموعه داستانهای کوتاه؛ نویسنده: گی دو موپاسان؛ مترجم: شیریندخت دقیقیان؛ تهران؛ نشر چشمه، سال1373؛ در192ص؛ موضوع داستانهای کوتاه از نویسندگان فرانسه - سده 19م

فهرست داستانها: «هورلا: مردی که احساس میکند یک موجود نامرئی او را تحت تاثیر خویش دارد»؛ «کلوشت: زن با آموزگار قرار میگذارد و برای حفظ آبروی وی خود را به پایین پرت میکند»؛ «مارکی دوفومرول: دایی پسرک که مردی عیاش بوده در حال مرگ است»؛ «ابلیس: زن قرار است از پیر محتضری مراقبت کند»؛ «پادشاهان: چند سرباز میخواهند شامشان را با حضور بانوان رونق بخشند»؛ «در بیشه: زن و شوهر پس از سالها به میعادگاه بگذشته ها بازگشته اند»؛ «یک خانواده: پسرک باهوش ازدواج کرده و یک زندگی معمولی دارد»؛ «مادام هرمه: پسرک مریض شده اما مادرش به علت ترس از واگیردار بودن مریضی به او نزدیک نمیشود».؛

هورلا، دفتر یادمانهای مردی اشرافزاده، مجرد و منسوب به طبقات بالای اجتماع است، که از جنونی رنج میبرد که با پیش رفتن داستان، بیشتر خود را نمایان میکند؛ وی اضطرابها و ناآرامی های درونی خویش را برای شخصیتی خیالی به نام «هورلا» مینگارد؛ «هورلا» واژه ی فرانسوی نیست و تنها آفریده ی ذهن «موپاسان» است؛ «شارلوت ماندل»، مترجم این کتاب به زبان انگلیسی، این اسم را تحلیل کرد، و به این نتیجه رسید که «هورلا» میتواند ترکیب دو کلمه فرانسوی به معنای «خارج» و «آنجا» باشد و این کلمه را «بیرون از آنجا» ترجمه کرد؛ در نخستین ورقهای کتاب، شیوه بیان یادمانها شفاف و روان است، اما هرچه پیشتر میرود، داستان در هاله ای از ابهام فرو میرود؛ آنچنان که خوانشگر را در این شک فرو میبرد که روایتهای کتاب، ناشی از جنون راوی، یا تنها بیان حقیقت است؛ این دیوانگی آنچنان در وجود راوی به پیش میرود، که وی خدمتکاران خانه یخودش را به آتش میکشد؛ «موپاسان» با رنجهای شخصیت اصلی داستانش آشنا بوده، ایشان از افسردگی حاد رنج میبردند که از نشانه های آن، دیدار یک فرد خیالی هنگام نگاه کردن در آیینه بود؛ این داستان تنها با هدف رساندن یک پیام اساسی به خوانشگر نوشته شده بود: برای رهایی از «هورلا» تنها راه چاره، خودکشی است؛ «هورلا» شخصیتی برگرفته از تمام افسانه هایی است؛ که ذاتی شیطانی و فرازمینی دارند؛ رمان پایانی «موپاسان» شاید بهترین منبع برای نفوذ به ذهن نویسنده اش باشد؛ رمانی آنچنان قوی که تا کنون نه اقتباس سینمایی و یک اقتباس نمایشی از آن به پرده آمده اند؛

گفتاورد نخست: (جشن پیروزی؛ در خیابان‌ه� گردش کرده ‌ام� مراسم آتش‌باز� و پرچم‌ه� مرا مانند کودکی به وجد می‌آورد� در عین حال بسیار احمقانه است که در تاریخی معین به دستور دولت شاد باشیم؛ مردم گله ‌ا� نادانند؛ گاه به گونه� ای صبور و گاه به شدت انقلابی؛ به آنها می‌گوین�: شادی کنید! شادی می‌کنند� می‌گوین�: بروید با همسایه ‌تا� دعوا کنید، می‌رون� دعوا می‌کنند� می‌گوین� به سلطنت رای بدهید، رای می‌دهند� سپس به آنها می‌گوین� به جمهوری رای دهید و به جمهوری رای می‌دهن�.؛ رهبران مردم نیز ابلهند، آنان به جای اطاعت از انسان‌ه� از اصولی پیروی می‌کنن� که ساده ‌لوحانه� سترون و اشتباهند؛ آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت می‌کنن�.) هورلا، صفحه های نوزده و بیست؛

گفتاورد دوم: (از هنگامی که انسان می‌اندیشد� از زمانی که می‌توان� اندیشه ‌ا� را بگوید و بنویسد، احساس می‌کن� که در کنار رازی ناگشوده زندگی می‌کند� که اندامهای حسی زمخت و ناقص او، از کشف آن ناتوانند، و می‌کوش� به برکت هوش خود، بر ناتوانی‌ها� اندام‌های� غلبه کند؛ هنگامیکه این هوش هنوز در مرحلهٔ ابتدایی بود، حضور پدیده� های نامشهود، اشکال ترسناک، و عوامانه ‌ا� به خود گرفت، صوَری چون اوهام ما بعد الطبیعی و شایع در میان مردم، افسانه� های ارواح سرگردان، پریان، اجنه، مردگان بازگشته به دنیای زندگان، اختراع افراد متوسط و احمق‌تری� مردم و حاصل فعالیت بی‌وقفه� مغزهای وحشت‌زد� از آفرینش است؛ هیچ چیزی درست‌ت� از این سخن ولتر نیست: خدا انسان را به شکل خود آفریده ولی انسان این تصویر را به خدا نسبت داده است.)؛ هورلا، صفحه بیست و بیست و یک؛

گفتاورد سوم: (قطعاً همه چیز به محیط و محافل پیرامون آدمی بستگی دارد.)؛ هورلا، صفحه بیست و شش

گفتاورد چهارم: (مرگ زودرس؟ همهٔ وحشت انسان از این پدیده برمی‌خیز�.؛؛ هورلا، صفحه چهل

تاریخ بهنگام رسانی 07/08/1399هجری خورشیدی؛ 28/07/1400هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی
Profile Image for Steven Serpens.
52 reviews38 followers
February 12, 2025
El protagonista de esta historia comienza a ser acosado noche tras noche por una misteriosa entidad invisible. Esto lo hará poner en duda más de una vez sus facultades mentales ante tales hechos sin explicación racional ni lógica alguna; pero, cuando efectivamente compruebe que nada de eso es producto de su imaginación, buscará el modo de acabar de ‘’forma definitiva’� con aquel extraño ser que tanto lo atormenta.

Este relato goza de un ritmo demasiado ágil y fluido. Se hace muy atrapante gracias a que está narrado a modo de diario de vida, con sus fechas correspondientes a los acontecimientos que caben lugar en estas. Si alguien lee esta reseña y conoce algún otro título que tenga este mismo tipo de formato, narrativa y temática, por favor, recomiéndenmelos en los comentarios.

La trama presenta diferentes fases en relación con su protagonista, ya que va ‘’evolucionando’� lentamente. Esto va desde explicar y asociar de manera hipotética sus afecciones con una parálisis de sueño o un potencial sonambulismo, hasta a una posible paranoia con algún grado psicótico. No obstante, nosotros, los lectores, podemos sacar nuestras propias conclusiones y descartar todo esto; pues, en este caso no queda más que pensar que esta presencia a la que posteriormente se le bautiza como Horla, no es más que una especie de vampiro energético o un súcubo. Y en efecto, él mismo protagonista lo comprueba durante la noche de una forma muy ingeniosa, descubriendo así, que él no tiene nada que ver con .
De igual forma y quizás por un miedo inconsciente a lo desconocido, él trata de autoconvencerse de que puede padecer alguna enfermedad mental no descubierta o algo así, para que los extraños acontecimientos que presencia tengan alguna explicación más racional. Esto es una clara muestra de algún mecanismo de protección subconsciente ante el temor de lo desconocido.

La parte de la hipnosis a la prima del protagonista es muy interesante, aunque la obra entera lo es de forma general. Este suceso le abre las puertas para dejar de dudar de lo que no se puede ver. Luego, comenzará a por el Horla en algunos momentos puntuales, lo cual es la apertura para que ya no haya más dudas en torno a su existencia.
Pero ¿por qué esta entidad acosa a este hombre? Su origen lo tiene en , y eso es debido a que el personaje . Esa fue la invitación directa para que este ser entrase a su vida; aunque claro, a su hogar en realidad, ya que cuando se va de viaje para alejarse, todo vuelve a la normalidad para él, mientras que sus criados notan cosas y sucesos raros en la casa durante la ausencia del patrón.

Con respecto al final, no esperaba menos de una obra de este estilo. Aparentemente este ser dejará de existir si es que ese . Muy buen final, en donde no se sabe qué ocurrió después, pero se da a entender el camino que tomó como acabo de mencionar. Eso sí, quedó en deuda saber qué fue lo que sucedió con los criados de la casa tras el .
Asimismo, El Horla está tan bien escrito que hace que quieras que el protagonista se encargue del molestoso ser; pero a la vez, te hará sentir algo de pena por la entidad en el momento oportuno.

Me sorprendió bastante este autor, ya que lo encontré adelantadísimo para su época. Habla de cómo los ciudadanos caen estúpidamente ante los políticos y menciona cosas muy interesantes acerca de la creencia de Dios. También hace que su personaje constantemente piense que el Horla es la especie sucesora del hombre y esto lo acompaña con varios pensamientos y reflexiones cuyos tintes existencialistas se hacen muy interesantes. Mi calificación es de ★★★★�, y siento que me quedo un poco corto si les soy sincero.
Me interesa leer más trabajos de Guy de Maupassant, así que, en algún momento, me conseguiré algún recopilatorio suyo que esté enfocado en cuentos de horror, todo gracias a la tan buena experiencia que nos ofrece con El Horla. Realmente es una lectura muy ligera e interesante, recomendada para todos quienes quieran leer algo rápido y de calidad.

Por lejos, este relato es el mejor exponente de la colección Clásicos del terror, de editorial Planeta. Fue el que más me gustó y disfruté de todos; además de ser el último ejemplar en salir a la venta, por lo que se encargó de cerrar la colección con broche de oro.

COMENTARIOS Y FRASES QUE SEAN INTERESANTES PARA DESTACAR:

- ‘’¡Ah! ¡Si tuviéramos otros órganos que nos hicieran sentir otros milagros, cuántas cosas podríamos descubrir a nuestro alrededor!’�.

- ‘’Es extraño que un simple malestar, un trastorno de la circulación, o puede que la irritación de algún nervio, un poco de congestión, una pequeña perturbación del funcionamiento tan imperfecto y delicado de nuestra máquina viviente, convierta al más alegre de los hombres en un melancólico y en un cobarde al más valiente’�.

- ‘’Las estrellas brillaban en el fondo del cielo negro con estremecedores destellos. ¿Quién habita aquellos mundos? ¿Qué formas, qué seres vivientes, animales o plantas? ¿Aquellos que piensan en esos universos lejanos, serán más sabios? ¿Qué pueden ellos más que nosotros? ¿Qué verán ellos que nosotros no conocemos? Uno de ellos, un día u otro, atravesará el espacio y llegará a nuestra Tierra para conquistarla, como los normandos atravesaban el mar para someter a los pueblos más débiles’�.

- ‘’Somos tan indefensos, tan inermes, tan ignorantes, tan pequeños, sobre este pedazo de lodo que gira disuelto en una gota de agua’�.

- ‘’¿Acaso los perros, a veces, no muerden y degüellan a sus amos?’�.


Para otras reseñas de la colección Clásicos del terror, de editorial Planeta:

� 1) Historia de un muerto contada por él mismo, de Alexandre Dumas: /review/show...
� 2) El mortal inmortal, de Mary Shelley: /review/show...
� 3) La novia del espectro, de Washington Irving: /review/show...
� 4) El vampiro, de John Polidori: /review/show...
� 5) El cuento de la vieja niñera, de Elizabeth Gaskell: /review/show...
� 6) La marca de la bestia, de Rudyard Kipling: /review/show...
� 7) Markheim, de Robert Louis Stevenson: /review/show...
� 8) El modelo de Pickman, de Howard Phillips Lovecraft: /review/show...
� 9) La casa del juez, de Bram Stoker: /review/show...
� 10) La mujer alta, de Pedro Antonio de Alarcón: /review/show...
� 11) El convidado de las últimas fiestas, de Auguste de Villiers de L'Isle-Adam: /review/show...
� 12) El Horla, de Guy de Maupassant
Profile Image for Sandra.
736 reviews6 followers
April 14, 2019
A man thinks there is something haunting him in his home, something he can't see. Is it for real or just in his mind?

A fascinating short story. Eerie and atmospheric.
Profile Image for Fernando.
717 reviews1,067 followers
December 8, 2021
“¡Tú eres el loco!�
Últimas palabras de Hervé, hermano de Guy de Maupassant antes de morir.


Guy de Maupassant, a quien admiro realmente, escribió más de 300 cuentos y no acostumbraba a encasillarse en un género, más allá de ser un protegido de Zolá y Flaubert y un alto exponente del realismo y del naturalismo, tenía una técnica brillante para elaborar sus cuentos.
Tal vez en homenaje al más genial autor de lo macabro y el terror en la literatura, Edgar Allan Poe, escribió en 1887 este genial cuento que abarca varias características.
"El Horla", nombre de ese ser invisible que ahoga al narrador, cuyo significado venga del término ”Hǰ-à, es decir, lo que excede nuestra percepción, es un cuento sobre la locura, es tal vez el mejor que escribió junto con “Bola de sebo� y que tiene connotaciones autobiográficas un juego sutil y macabro en la que se establece la temática del doble, tan particular en la literatura.
Pero también introduce elementos de sugestión, sonambulismo, hipnosis y hasta anticipa todas esas criaturas de terror cósmico que surgirían de la mente de H. P. Lovecraft años más tarde.
En mi volumen de Editorial Argonauta, uno puede leer la primera versión escrita en tercera persona en la que el doctor a cargo del asilo psiquiátrico presenta al sujeto que narra la historia y luego Maupassant transforma en un relato en primera persona, más pulido narrativamente y mucho más sobrenatural y aterrador.
Maupassant era un talento para este tipo de relatos, ya que él sufrió un proceso de este tipo en carne propia. No olvidemos que ya en su deterioro psicológico, intentó degollarse tres veces, aunque no tuvo el valor de hacerlo y murió sumido en la demencia.
En "El Horla" repercuten perfectamente los ecos de su propia locura.
Profile Image for Pakinam Mahmoud.
990 reviews4,692 followers
July 10, 2024
الهورلا:ستة نصوص فانتستيكية مجموعة قصصية مكونة من ٦ قصص قصيرة لجي دو موباسان وهو واحد من أشهر الأدباء الفرنسيين في تاريخ فرنسا الحديث وأحد مؤسسي القصة القصيرة...

قرأت الكتاب من ترجمة محمد آيات حنا والصراحة الترجمة كانت ممتازة و القصص كلها مكتوبة حلو أوي و حنلاحظ إن كل أبطالها بيعانوا من الهلاوس و الجنون بصورة أو بآخري ويقال إن معظم قصص الكاتب تعكس شخصيته و ظروفه الصحية حيث كان يصاب بصداع و يتلوي ساعات من الألم حتي أصيب بالجنون عام 1891 وتوفي وهو يبلغ من العمر ٤٢ ..

مجموعة قصصية مميزة ..حجمها مش كبير وتصلح كفاصل قصير بين الكتب الدسمة..
التقييم ٣.٥
Profile Image for Leonard Gaya.
Author1 book1,121 followers
December 20, 2023
Le Horla, nouvelle écrite sous la forme d'un journal intime, raconte la descente aux enfers d'un narrateur anonyme hanté par une entité mystérieuse et malveillante. Maupassant signe ici un petit chef-d'œuvre d'angoisse existentielle, qui aborde avec justesse certaines peurs ataviques : la peur de la folie, la peur de l'inconnu, et par-dessus tout, la peur de ne plus être maître de son propre esprit.

Ces thèmes font écho aux préoccupations philosophiques et scientifiques de la fin du XIXe siècle : la possibilité de l'existence d'êtres venus d'autres mondes fait penser aux spéculations sur l'invisibilité et les extraterrestres (cf. ). L'intérêt pour le magnétisme, l'hypnose et la suggestion témoigne également de l'influence des recherches en sciences psychiques menées à l'époque (sous l'impulsion du Docteur Charcot ; voir notamment les premiers textes de , écrits vers la même époque).

Le Horla fait aussi écho à certains motifs propres à la littérature fantastique anglo-américaine de la même période. Le vampirisme psychique de la créature, son invisibilité et sa capacité à contrôler les pensées anticipent tout autant le de Bram Stoker que la dimension cosmique de l'horreur dans les nouvelles de . L'idée du double maléfique qui habite l'esprit fait penser à de R.L. Stevenson et la folie liée à l’isolement n’est pas sans évoquer de Perkins Gilman.

Quoi qu’il en soit, dans Le Horla, le style de Maupassant est, comme toujours, à la fois précis et lyrique � rappelant par endroits son maître, . Sa prose crée une atmosphère oppressante et cauchemardesque qui accentue le sentiment de folie du narrateur et les descriptions des crises de panique / accès de paranoïa sont saisissantes, assez souvent teintées d’humour noir. On devine que Maupassant a pu puiser dans sa propre expérience de la maladie mentale, donnant à son récit un caractère à la fois intime et universel.
Profile Image for Flo Camus.
192 reviews170 followers
July 1, 2024
[4.0⭐] 𝙀𝙡 𝙃𝙤𝙧𝙡𝙖 es un relato corto de terror escrito por Guy de Maupassant en el año 1887. La historia está escrita en forma de un diario y el escritor de este es un hombre de clase alta que empieza a experimentar eventos sobrenaturales. El protagonista siente la presencia de una entidad invisible y sobrenatural que lo persigue y que él llama "el Horla". A medida que la historia avanza, el individuo describe cómo esta entidad parece absorber su fuerza vital y controlarlo mentalmente.


Un relato que había leído hace mucho tiempo en el colegio y que tenía muchas ganas de volver a leer. La historia es realmente interesante ya que explora temas como la locura, el miedo a lo desconocido y la vulnerabilidad de la mente humana frente a lo inexplicable.
Se puede sentir la desesperación del protagonista con mayor intensidad tras tener de primera fuente sus sentimientos, emociones y pensamientos: al estar escrito a modo de diario personal, tenemos un acceso completo a todos sus secretos.

Además, la historia refleja las preocupaciones de la época sobre la salud mental y las enfermedades nerviosas. De hecho, el mismo autor sufrió problemas mentales, así que logra capturar de manera más vívida la sensación de pérdida de control y la lucha interna del protagonista. La entidad "Horla" puede interpretarse como una manifestación de la locura o una alegoría de las fuerzas invisibles que afectan la vida humana; en mi caso, llego a pensar que es una mezcla de ambas.


Finalmente, puedo decir que 𝙀𝙡 𝙃𝙤𝙧𝙡𝙖 cuenta una historia realmente fascinante y es muy rápido de leer. Yo diría que me he demorado 30 minutos en leerlo y, sin duda, fue una lectura grata y satisfactoria. Se lo recomiendo a cualquier persona que quiera leer algo rápido y espeluznante. Maupassant logra combinar lo cotidiano con lo terrorífico, lo que convierte a 𝙀𝙡 𝙃𝙤𝙧𝙡𝙖 en una lectura memorable y que invita a reflexionar sobre los límites de la realidad y la percepción humana.
Profile Image for ☘Misericordia☘ ⚡ϟ⚡⛈⚡☁ ❇️❤❣.
2,517 reviews19.2k followers
July 23, 2019
Wow! Lovely short story of haunting and understanding that our world's a bit more complicated than we might have preferred!

Q:
He has come.
All the fairy tales, the legends about goblins and ungraspable and malevolent prowlers of the air, it was he they were talking about, he is the one of whom an already anxious and trembling humanity had some premonition. (c)
Q:
I do not know if this man is mad, or if we are both mad � or if � if our successor has actually arrived. (c)
Q:
Where do these mysterious influences come from that change our happiness into despondency and our confidence into distress? You might say that the air, the invisible air, is full of unknowable Powers, from whose mysterious closeness we suffer. I wake up full of joy, with songs welling up in my throat. Why? I go down to the water; and suddenly, after a short walk, I come back disheartened, as if some misfortune were awaiting me at home. Why? Is it a shiver of cold that, brushing against my skin, has affected my nerves and darkened my soul? Is it the shape of the clouds, or the color of the daylight, the color of things, so changeable, that, passing in front of my eyes, has disturbed my thoughts? How can we know? Everything that surrounds us, everything we see without looking at it, everything we brush against without recognizing it, everything we touch without feeling it, everything we encounter without discerning it, everything has on us, on our organs, and, through them, on our ideas, on our heart itself, swift, surprising, and inexplicable effects.(c)
Profile Image for عماد العتيلي.
Author12 books632 followers
November 23, 2019
هذا كِتابي المُترجم الأوّل.
وأشعُرُ بسعادة بالغة إذ تشرّفتُ بتقديم هذه الترجمة التي أتمنّى أن تكونَ لائقة بكاتبٍ أكنُّ له كلّ محبّة وإجلال، ألا وهو الكاتب الفرنسيّ العظيم: غي دو موباسان ... رائد القصّة القصيرة وأحد مؤسسيها.

تقييمي هُنا هو بالتأكيد ليس لترجمتي .. فشهادتي مجروحة! إنما التقييم للقصة ذاتِها.
موباسان متميّز بأسر انتباه القارئ والاستحواذ عليه من أوّل كلمة .. وحتّى آخر كلمة

كلّ أمنياتي لجميع القراء العرب أن يستمتعوا بقراءة الترجمة وأن يعذروا أي تقصير أو خطأ قد يمرّون به في الكِتاب.
Profile Image for بثينة العيسى.
Author30 books28.6k followers
January 14, 2021
كانت رفقة ممتعة، وبمعية أستاذ. أقصد؛ الأستاذ. ومرة أخرى يثبت محمد آيت حنا أنه مترجم عظيم.
Profile Image for Piyangie.
578 reviews691 followers
August 18, 2023
The Horla is a powerful account of man's state of mind as he slowly descends into utter madness. It's a short story which is both sad and tragic. This is my first experience with Guy de Maupassant and I'm not so sure if this short story is a suitable first encounter. If you judge by the subject matter, perhaps, this may not be the ideal beginning. However, if you judge by writing, The Horla is a good starting point, for it is very powerful.

This was not an easy read, even for a short work. It was quite disturbing. Reading it was akin to watching a horror movie. The unnamed protagonist, whose mind is impaired, shares his thoughts and narrates the actions which they lead him to do. And you can't fail to get the creeps.

The forte of this story is undoubtedly Maupassant's powerful writing. It is such that he draws you in with his words despite the uneasiness you feel to be around his character. Not only that, Maupassant also demands our attention and sympathy for his protagonist. His thoughts and actions sound absurd, even laughable. But it is no laughing matter. This is the story of a man who is mentally impaired, who is slowly descending into complete madness, and who is driven by such hallucinations that you fear for him and those around him. It was altogether pathetic. It is said that Maupassant himself suffered from mental ailment and was institutionalized subsequent to writing this. So, his own experience may have helped him to write such a devastating story.

Maupassant's writing attracted me much despite the disturbing story. I certainly want to read him more but would be careful to choose less disturbing and more cheerful ones the next time. :)
Profile Image for Mon.
322 reviews206 followers
July 6, 2022
El horla es una historia de fantasmas, pero no de los que aparecen en las viejas películas de terror, sino los fantasmas de la mente y todo el ruido que hacen en ti.

En esta versión hay una breve biografía del autor que tiene la intención, supongo, de guiarnos en la dirección correcta para comprender el relato. Se nos cuenta que Guy tuvo una vida llena de excesos, sobre todo en al área del sexo, y que parecía vivir con base al nihilismo; también fue un protegido de Flaubert, quien le proporcionaba la oportunidad de escribir sin apuros. Fue internado luego de varios intentos de suicidio y su vida acabó en la locura producto de la sífilis o de un conjunto de eventos. Sinceramente, yo no soy de aprender sobre la vida de los autores, no me gusta el fanatismo dirigido a personas y prefiero solo admirar sus obras, no a ellos, pero debo reconocer que esta biografía me permitió una mayor comprensión del libro.

El Horla es un relato de terror psicológico que está narrado en forma de diario íntimo, el personaje principal es un joven de clase alta que está soltero y pasa mucho tiempo solo con sus pensamientos. Cuando El Horla comienza a manifestarse lo atribuye a su casa, cree que está embrujada, y aunque el autor no específica si hay algo de paranormal en todo lo que acontece, yo he encontrado ciertas similitudes entre El Horla y lo que vive una persona cuando sufre algún problema mental grave y está rodeada de ignorancia. Esto no quiere decir que no se pueda leer como un relato de horror, sino que está abierto a la interpretación que cada lector quiera darle. El final, sin embargo, me ha sabido a poco y siento que para ser un libro que habla sobre el descenso a la locura (independiente de la causa) le faltó algo que me hiciera sentir verdadera incertidumbre; la ansiedad de saber que es inevitable. Lo cierto es que la escritura, tan poco descriptiva, no ayuda a que empaticemos con la situación del protagonista más allá de una leve sensación de pena por él y por sus empleados. Por cierto, la edición que yo leí tiene muchas acotaciones por parte del editor o editora y eso hizo que se me cortara la inspiración más de una vez, así que mejor leer otra edición.

He visto locos. He conocido algunos que seguían siendo inteligentes, lúcidos y sagaces en todas las cosas de la vida menos en un punto. Hablaban de todo con claridad, facilidad y profundidad, pero de pronto su pensamiento chocaba contra el escollo de la locura y se hacía pedazos, volaba en fragmentos y se hundía en ese océano siniestro y furioso, lleno de olas fragorosas, brumosas y borrascosas que se llama «demencia».


En resumen, me ha parecido un relato bueno, pero no maravilloso, aunque creo que tiene su encanto descubrir que el "terror moderno" no tiene nada de moderno, sino que solo está regresando.
Profile Image for Peter.
3,752 reviews701 followers
November 27, 2019
What a fine story about the mystery of the invisible and the influence of our surrounding. See a first person narrator slowly declining in health. He is dominated by fears, nightmares and the feeling of being followed. At Mont St Michel he has a good insightful conversation with a monk. Later on he sees the power of mesmerism in a seance. But what invisible fiend is torturing our the main character? He calls him the horla and tries to lock him in and kill him by fire. But sometimes that might not be enough! Great uncanny story by an absolute master storyteller. The Horla is some entity you really don't want to meet neither by daylight nor by night. Highly recommended!
Profile Image for Peiman E iran.
1,437 reviews981 followers
January 25, 2019
‎دوستان� گرانقدر، این کتاب از 12 داستان تشکیل شده است که به دلیلِ طولانی نشدنِ این ریویو، من تنها چکیده ای از پنج داستانِ آن را برایتان در زیر مینویسم
---------------------------------------------
‎داستان� اصلی، در موردِ مردی است که احساس میکند که موجودی نیرومند و نامرئی به نامِ <هورلا> او و وجودش را تسخیر کرده است... تمام تلاشش را میکند تا او را کنترل کند و یا در اختیارِ خویش درآورد، ولی نمیتواند... بنابراین در و پنجره هایِ خانه را بسته و خانه را آتش میزند و خودش به سرعت به بیرون می آید، به خیالِ آنکه <هورلا> در آتش مانده است... ولی متوجه میشود که یادش رفته است که مستخدمین و کارکنانش هنوز در خانه میباشند و آتش به جانشان افتاده است... وقتی متوجه میشود که این موجود قدرتمندتر از اوست و نمیتوان او را کشت، تصمیم به کشتنِ خودش، یعنی <خودکشی> میگیرد
***
‎داستان� دوم در موردِ قتلی است که بر اثرِ دعوا و مشاجره بر سرِ یک گودالِ پُر از ماهی انجام شده است و حال متهم در دادگاه برایِ رفعِ اتهامش در حالِ شرح دادنِ آن رویدادِ تلخ میباشد
***
‎داستان� سوم در موردِ پیرزنی خیاط به نامِ <کلوشت> است که پایش میلنگد و صورتِ پشمالویی دارد و بعد از مرگش، پزشکِ دهکده در موردِ او پرده از رازی عجیب که نشان از شجاعت و عشقِ آن پیرزن دارد بر میدارد
***
‎داستان� چهارم، در موردِ مردی روشنفکر و خوشگذران است که به دین و موهوماتِ مذهبی باور ندارد و در لحظهٔ مرگش خواهرش بدونِ آنکه به او اطلاع دهد کشیش را نزد او برده و این مردِ خردگرا از خشم آنقدر از دیدنِ آن کشیشِ کلاش و دینکارانِ دروغگو، عصبانی میشود که همان لحظه جان از بدنش بیرون میرود تا خزعبلاتِ مذهبی را در لحظاتِ پایانی به گوش نشنود
***
‎داستان� پنجم، در موردِ پرستارِ پیر و خبیثی است که برایِ آنکه پولی بدست آورد و ساعتی کمتر مراقبِ بیمارِ پیرِ خودش باشد، نقشِ ابلیس را بازی میکند و بیمارِ پیر را از ترس میکشد
---------------------------------------------
‎برخ� از جملاتِ این کتاب را به انتخاب در زیر برایتان مینویسم

‎میگوین� که انسان از هنگامی که به تفکر پرداخته، موجودی دیگر و بسیار نیرومندتر از خود و یا جانشینِ خود را در این جهان احساس کرده است و در حالی که او را در نزدیکیِ خود حس کرده، نتوانسته طبیعتِ این ارباب را حدس بزند و از این رو انسان در کشاکشِ هراسِ خود، همهٔ موجوداتِ خیالی و اشباحِ مبهم، زادهٔ ترس را آفریده است
*
‎م� رویِ این دانهٔ خاکی، که درونِ قطرهٔ آبی خیس خورده است، بسیار ناتوان و بی دفاع، بَس نادان و کوچک هستیم
*
‎دینکارا� و دینفروشان، دزدِ بیشعورِ روانِ انسان ها هستند... آنها درهایِ مرگ را به رویِ انسان میگشایند
---------------------------------------------
‎امیدوار� این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، کافی و مفید بوده باشه
�<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for Carol.
1,370 reviews2,312 followers
April 4, 2019
Published 1887 - THE HORLA - takes the reader on a journey into madness. Something is following the man around day and night, something he must capture and destroy....at all costs.

Set near Rouen, France - May 8 - at first the man in the big country house is not well....is in horrible agony. "Am I mad?" "I must be going mad." The doctor proclaims him well, but he questions the hallucinations, the mysterious incidents in his room at night.

Sometimes - the man takes short trips, but by - August 14 - even a simple carriage ride is impossible; he tries to get away, but the phantom that is watching him does not allow it. The creature continually haunts him.

"Someone possesses my soul and governs it."

Then- "I shall kill him."

September 10 - He calls for a blacksmith. A dangerous plan is set to capture the thing that possesses him....he tells not even the servants.

Now - the terror is over, but is it dead?

THE HORLA is a short psychological horror story told in first person narrative with almost daily journal type entries beginning on May 8 and ending September 10 that demonstrate the relentless fear of the tortured man in the big house.

Profile Image for Peiman E iran.
1,437 reviews981 followers
July 21, 2016
‎دوستان� گرانقدر، این کتاب از 12 داستان تشکیل شده است که به دلیلِ طولانی نشدنِ این ریویو، من تنها خلاصه ای از پنج داستانِ آن را برایتان در زیر مینویسم
----------------------------------------------------------------------------
‎داستان� اصلی در موردِ مردی است که احساس میکند که موجودی نیرومند و نامرئی به نامِ <هورلا> او و وجودِ او را تسخیر کرده است... تمام تلاشش را میکند تا او را کنترل کند و یا در اختیارِ خودش درآورد، اما نمیتواند... لذا در و پنجره های خانه را بسته و خانه را آتش میزند و خودش به سرعت به بیرون می آید، به خیالِ آنکه <هورلا> در آتش مانده است... اما متوجه میشود که یادش رفته است که مستخدمین و کارکنانش هنوز در خانه میباشند و در حالِ سوختن هستند... وقتی متوجه میشود که این موجود قدرتمندتر از اوست و نمیتوان او را کشت، تصمیم به کشتنِ خودش، یعنی <خودکشی> میگیرد
-----------------------------------------------------------------------------
داستانِ دوم در موردِ قتلی است که بر اثرِ دعوا و مشاجره بر سرِ یک گودالِ پُر از ماهی انجام شده است و حال متهم در دادگاه برایِ رفعِ اتهامش در حالِ شرح دادنِ آن اتفاق میباشد
---------------------------------------�----�-------------- -----------------
داستانِ سوم در موردِ پیرزنی خیاط به نامِ <کلوشت> است که پایش میلنگد و صورتِ پشمالویی دارد و بعد از مرگش، پزشکِ دهکده در موردِ او پرده از رازی عجیب که نشان از شجاعت و عشقِ آن پیرزن دارد بر میدارد
-----------------------------------------------------------------------------
داستانِ چهارم، در موردِ مردی روشنفکر و خوشگذران است که به دین اعتقادی ندارد و در لحظهٔ مرگش خواهرش بدونِ آنکه به او اطلاع دهد کشیش را نزد او برده و او از خشم آنقدر از دیدنِ آن کشیشِ کلاش و دینکارانِ دروغگو عصبانی میشود که
تمام میکند
------------------------------------------------------------------------------
داستانِ پنجم، در موردِ پرستارِ پیر و خبیثی است که برایِ آنکه پول خوبی بدست بیاورد و ساعتی کمتر مراقبِ بیمارِ پیرِ خودش باشد، نقشِ ابلیس را بازی میکند و بیمار پیر را از ترس میکشد
------------------------------------------------------------------------------
امیدوارم این کتاب را بخوانید و از آن لذت ببرید
برخی از جملاتِ خوبِ این کتاب را به انتخاب در زیر برایتان مینویسم

‎میگوین� که انسان از هنگامی که به تفکر پرداخته، موجودی دیگر و بسیار نیرومندتر از خود و یا جانشین خود را در این جهان احساس کرده است و در حالی که او را در نزدیکیِ خود حس کرده، نتوانسته طبیعتِ این ارباب را حدس بزند و از این رو انسان در کشاکشِ هراسِ خود، همهٔ موجوداتِ خیالی و اشباحِ مبهم، زادهٔ ترس را آفریده است
-----------------------------------------------------------------------------
‎م� رویِ این دانهٔ خاکی، که درونِ قطرهٔ آبی خیس خورده است، بسیار ناتوان و بی دفاع، بَس نادان و کوچک هستیم
-----------------------------------------------------------------------------
‎کشی� ها، دزدِ بیشعورِ روحِ انسان ها هستند... آنها درهایِ مرگ را به رویِ انسان میگشایند
------------------------------------------------------------------------------
‎امیدوار� این ریویو برایِ معرفی این کتاب، کافی و مفید بوده باشه
�<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for Jesús De la Jara.
787 reviews97 followers
February 4, 2019
Este breve cuento de Maupassant que pasó por varias correcciones viene a ser un relato espeluznante que más que miedo suele ocasionar angustia del lado del que narra sus terribles vivencias con "El Horla". Contada a manera de diario o como novela epistolar el personaje en primera persona es un hombre acomodado de París que empieza a tener impresiones muy extrañas con desapariciones de objetos durante las noches en que él duerme. Sólo conocemos su punto de vista durante toda la historia lo que causa que la sensación de no saber a ciencia cierta qué está pasando haga más angustiante el proceso de lectura. Nos cuenta cómo a veces sus empleados lo ayudan o lo secundan pero no sus pensamientos.
El final en sí es un poco extraño, aunque se brinda una "explicación racional" hasta cierto punto tampoco puede ser del todo creíble al ser narrada por el mismo personaje y en vista de la conclusión final de este relato.
No me llegó a encantar pero sí me pareció interesante para la época, más que es una época del siglo XIX ésta en que los descubrimientos de la ciencia dejaban cada vez más menos espacio para lo "desconocido".
Profile Image for Natalie.
111 reviews52 followers
March 31, 2024
The English version can be found below.

-----------
German version:

Kurze Zusammenfassung des Klappentextes: Es handelt sich um eine gruselige Kurzgeschichte, in der ein Wesen eines nachts erscheint, sich auf die Burst des Protagonisten setzt und ihn manipuliert.

Diese Schmuckausgabe ist zudem mit bezaubernd Illustrationen von Anna und Elena Balbusso geschmückt, die das Seelenleben des Protagonisten präzise widerspiegeln. ❤️

"Ohne Unterlass habe ich das grausige Gefühl einer drohenden Gefahr, die Vorahnung künftigen Unheils oder nahenden Todes, ein Vorgefühl, das zweifellos erstes Anzeichen eines mir noch unbekannten Übels ist; es keimt in meinem Blut und meinem Fleisch."

Das Ganze liest sich wie ein Tagebuch eines zutiefst verstörten, psychisch kranken Menschen, wobei die Geschichte zunehmend unheimlicher und düsterer wird. Die Erzählung lebt vom Gefühl des nicht Greifbaren und ist der Inbegriff der literarischen Phantastik., da die Grenze zwischen Wahn und Realität verwischt. Maupassants Technik dies darzustellen, bildet den Kern des Lesevergnügens. Sprachlich der Text ist wirklich wortgewandt, inhaltlich durchdacht formuliert und angenehm zu lesen.

Psychische Phänomene sind u.a. Unruhe, Schlafstörungen, Alpträume, Halluzinationen, Wahnsinn, depressive Episoden, Depersonalisation, Angstzustände, Verfolgungswahn, Somnambulismus. Ich würde das aus heutiger Sicht in Richtung Bipolare Störung oder paranoide Schizophrenie deuten, da von beidem Schlüsselsymptome dargestellt werden, also wenn man den Text als real betrachtet und nicht in Richtung tatsächlich übersinnlich.

Des Weiteren werden diese psychischen Symptome auf wirklich raffinierte Weise mit den Themenfeldern animalischer Magnetismus/Mesmerismus und dem Glaube an unsichtbare okkulte Kräfte verbunden. Das Fluidum des Mesmerismus nimmt dabei eine etwas deutlichere Gestalt an als bei Mesmer. 😅 Bin mir immer noch nicht sicher, ob Maupassant hierbei ein Fan von Mesmers Theorien ist oder sich über ihn lustig macht und eine parodistische Unternote mitschwingt. 🤔

Die Kombination aus Mesmerismus und einem Arsenal an sämtlichen pathologischen Auffälligkeiten der Psyche macht das ganze zu einem einzigartigen psychologischen Horror! 🖤🖤🖤

Die Handlung selbst ist wirklich spannend und die Ortswechsel, Gespräche mit anderen Figuren sowie die ausgeklügelten Ermittlungsversuche der Hauptperson selbst geben dem Ganzen zusätzlich ein unheimliches Gefühl, da dabei Objektivität suggeriert wird, wodurch der Zustand des Protagonisten noch ominöser erscheint, da es keine Erklärung gibt, aber definitiv etwas passiert sein muss.

Auch wenn der Inhalt im Grunde traurig ist, fühlt man das erst, wenn man das Buch bereits einige Zeit weggelegt hat und ins Nachdenken kommt. Während des Lesens erscheint einem die Erzählung eher gruslig und phantastisch.

Das Ende ist durch die wirren Gedanken, dem Tunnelblick und der psychischen Überlastungen geschuldeten Vergesslichkeit auch eher fesselnd als traurig.

Das kurze Nachwort von Ernest Sander ist im Hinblick auf Guy de Maupassants Leben und wirken insgesamt ganz interessant, v.a. das langwierige Leiden an Syphilis, das ja mit einem starken psychischen Verfall einhergeht. Dadurch bekommt der Text auch eine neue Bedeutung.

Gesamt: 5,0🌟

----------
English version:

Brief summary of the blurb: This is a creepy short story in which a creature appears one night, sits on the protagonist's burst and manipulates him.

This decorative edition is also adorned with enchanting illustrations by Anna and Elena Balbusso, which accurately reflect the protagonist's inner life. ❤️

"Without ceasing I have the horrible feeling of impending danger, the premonition of future doom or approaching death, a premonition that is undoubtedly the first sign of an evil as yet unknown to me; it germinates in my blood and my flesh." (translated by myself)

The whole thing reads like the diary of a deeply disturbed, mentally ill person, with the story becoming increasingly sinister and dark. The narrative feeds on the feeling of the intangible and is the epitome of literary fantastic, as the boundary between delusion and reality becomes fluid. Maupassant's technique of depicting this forms the core of the reading experience. Linguistically, the text is really eloquent, thoughtfully formulated and pleasant to read.

Psychological phenomena include restlessness, sleep disorders, nightmares, hallucinations, madness, depressive episodes, depersonalization, anxiety, paranoia and somnambulism. From today's perspective, I would interpret this in the direction of bipolar disorder or paranoid schizophrenia, as key symptoms of both are depicted, i.e. if you consider the text to be real and not actually supernatural.
Furthermore, these psychic symptoms are linked in a really sophisticated way with the themes of animal magnetism/mesmerism and the belief in invisible occult forces. The Fluidum of mesmerism takes on a somewhat clearer form than that of Mesmer. 😅 I'm still not sure whether Maupassant is a supporter of Mesmer's theories or whether he's making fun of him and there's a parodistic undertone. 🤔

The combination of mesmerism and an arsenal of all the pathological abnormalities of the psyche makes this a unique psychological horror! 🖤🖤🖤

The plot itself is really exciting and the changes of location, conversations with other characters and the main character's own ingenious attempts at investigation give the whole thing an eerie feeling, as objectivity is suggested. This makes the protagonist's condition seem even more ominous, because there is no explanation, but something must definitely have happened.

Even though the content is basically sad, you only feel it when you have put the book down for a while and start to think about it. While reading, the story seems rather creepy and fantastic.

The ending is also more captivating than sad due to the confused thoughts, tunnel vision and forgetfulness caused by mental overload.

The short afterword by Ernest Sander is quite interesting with regard to Guy de Maupassant's life and work as a whole, especially the long-term suffering from syphilis, which goes hand in hand with a severe mental decline. This also gives the text a new meaning.

Total: 5.0🌟
Profile Image for Steven Godin.
2,736 reviews3,111 followers
January 6, 2019
Like Russia's Anton Chekhov, when it comes to the short story de Maupassant has rarely let me down. This is easily read in one sitting, and it's a bit of gothic horror affair, that is thought of as influencing the classic Strange Case of Dr Jekyll and Mr Hyde. Things start off innocently enough before we witness one man's descent into madness. Through a series of journal entries a man tells he is not feeling so good, of which leads to various vacations, but his illness always returns when he gets back home. He starts to believe he is indeed going mad, with hallucinations, and eventually he muses upon whether he is a rational man having hallucinations or simply he is a madman. The story really got under my skin, and even though it's short, it always had me fully engaged. Having read quite a few de maupassant stories, I would say this sits somewhere in the middle ground. It wasn't his best, but it wasn't him having an off day either.
Profile Image for Nickolas B..
362 reviews90 followers
March 6, 2020
Τι συμβαίνει όταν ένας άνθρωπος παγιδεύεται ανάμεσα σε σκέψεις και φοβίες και εγκλωβίζεται σε μια διάσταση που τα όρια πραγματικού και φανταστικού είναι τελείως δυσδιάκριτα;
Πως μπορεί να αντιδράσει κάποιος όταν δεν ξέρει αν οι δαίμονες που τον κυνηγούν είναι δημιουργήματα τις φαντασίας του ή μια πραγματική απειλή;
Ο Γκι ντε Μωπασάν μέσα από ένα μικρό διήγημα, παραδίδει συγγραφικά μαθήματα τρόμου. Δημιουργώντας μια κλειστοφοβική ατμόσφαιρα ο αναγνώστης σχεδόν ταυτίζεται με την παράνοια του ήρωα και εν τέλει με την απελπισία που το διακατέχει μέχρι και την τελευταία σελίδα του βιβλίου.
Λίγες σελίδες, μεγάλη λογοτεχνική αξία, τεράστιος συγγραφέας!
4/5!
Profile Image for Aishu Rehman.
1,056 reviews1,008 followers
September 19, 2020
A bit on the spooky side. At the beginning, it seems like the diary of a person who is slowly going mad. At the end, what is the truth? Is he mad? or was he really pursued by a supernatural force? An interesting read. It might be good to read an academic interpretation of Maupassant's style and its contrast to other styles of the time. If anyone has suggestions on that, I'd welcome it.
Profile Image for Paula Mota.
1,436 reviews480 followers
November 1, 2020
#DzáDz
#êٱ𲹳ٰ𱹱

«O que apresentava de singular era sobretudo a extraordinária finura da sua pessoa: o seu amigo deão pretendia, talvez não sem razão, que devia ter ficado esquecido, durante vários séculos, entre as folhas de um in-fólio, ao lado de uma rosa e de uma violeta, porque se apresentava sempre muito garrido e perfumado. (...) 'Se ele não fosse o sábio doutor Heraclius, dizia às vezes o Sr. Reitor da Faculdade de Balançon, teria certamente dado um excelente corta-papéis'.»
- O Doutor Heraclius Gloss

Como já tinha lido “O Horla� há pouco tempo, sabia que o terror não é o meu registo preferido nos contos de Guy de Maupassant, mas sou incapaz de resistir a estas edições da Editorial Estampa, com as suas belas e finas folhas azuis. Nesta colectânea, fiquei a saber que existe uma primeira versão do famoso “Horla�, mas continua a ser uma história que não me impressiona, já que tendo muito mais para contos como “O Doutor Heraclius Gloss�, “O Albergue�, “A Mãe dos Monstros� e sobretudo o delicado “Minuete� e o surpreendente “A Morta�.

«Certos encontros, certas coisas que se entrevêm, que se adivinham, certos desgostos secretos, certas perfídias do destino, que revolvem em nós todo um mundo doloroso de pensamentos, que nos entreabrem bruscamente a misteriosa porta os sofrimentos moais, complexos, incuráveis, tanto mais pungentes quanto parecem quase indefiníveis, tanto mais tenazes quanto parecem fictícios, deixam-nos na alma como que um rasto de tristeza, um sabor a angústia, uma sensação de desencanto de que levamos longo tempo a desembaraçar-nos.
- O Minuete
Profile Image for Mrs.Martos .
155 reviews7 followers
May 11, 2023
"Un presentimiento que es sin duda efecto de un mal todavía ignorado…�.
Profile Image for Paula Mota.
1,436 reviews480 followers
August 27, 2024
3,5*

They were presenting a play by the younger Dumas; and his alert, forceful intelligence completed my cure. There can be no doubt that loneliness is dangerous to active minds. We need round us men who think and talk. When we live alone for long periods, we people the void with phantoms.

A ideia do invisível é bem desenvolvida neste conto fantástico de Guy de Maupassant, com a justificação de que, apesar de não vermos tudo a olho nu ou de não abarcamos tudo com a vista, há coisas que, ainda assim, existem. Para o narrador, também a Horla é real, sendo descrita como uma criatura que se apoderou dele, lhe causa grande ansiedade e mal-estar. Tendo sido publicado em 1887, quando Maupassant tinha já contraído sífilis, uma doença que num estado avançado pode causar danos neurológicos, é impossível não estabelecer paralelismos com a vida e a subsequente loucura do autor. Impressionou-me mais a hipótese de Guy de Maupassant ter conseguido extrapolar desta forma fantasiosa o seu poder de autoanálise do que a história em si, até porque o que eu mais aprecio nele é o seu humor fino e a sua crítica social, que aqui, obviamente, não estão presentes.

I should certainly think myself mad, absolutely mad, if I were not conscious, if I were not perfectly aware of my state of mind, if I did not plumb and analyse it with such complete clearness. I can then be no worse than a sane man troubled with hallucinations. There must be some unknown disturbance in my brain, one of those disturbances that modern physiologists are trying to observe and elucidate; and this disturbance has opened a deep gulf in my mind, in the orderly and logical working of my thoughts.
Profile Image for Olethros.
2,700 reviews523 followers
December 30, 2022
-Otro de esos trabajos con su lugar propio al trazar la “genealogía� de subgéneros actuales.-

Género. Relato.

Lo que nos cuenta. El libro El horla (publicación original: Le Horla, 1886, aunque la versión de este libro es la de 1887, más conocida en general, revisada y más larga que la original; pero, para complicarlo todavía más, hay otro relato de Maupassant de 1885 que podría considerarse la verdadera versión primigenia, aunque todo eso se lo dejo a los arqueólogos literarios que tanto ayudan a entender según qué cosas) con prólogo de Mariana Enríquez, nos presenta las entradas de diario de un hombre al que parece rodearle una presencia invisible que consume su salud y mente.

¿Quiere saber más de este libro, sin spoilers? Visite:

Profile Image for Tristram Shandy.
829 reviews255 followers
September 26, 2023
« Certes, la solitude est dangereuse pour les intelligences qui travaillent. Il nous faut, autour de nous, des hommes qui pensent et qui parlent. Quand nous sommes seuls longtemps, nous peuplons le vide de fantômes. »

Le Horla, existe-t-il vraiment ? Ou n’est-il seulement le fruit de l’imagination fiévreuse du narrateur qui communique ses idées délirantes et paranoïaques à son journal ?

Dans son récit Le Horla, Maupassant laisse à nous le soin de décider si le narrateur est en proie à la folie ou s’il est vraiment hanté par une sorte de succube diabolique qui se nourrit de la force de vie de sa victime pendant qu’elle dort. La thèse selon laquelle une nouvelle forme de vie prend lentement le contrôle de l'humanité et, par hypnose, réduit l'homme à l'état de source de nourriture sans volonté, est-elle vraiment plus convaincante que la supposition que la syntaxe hachée et précépitée dont le narrateur se sert pour développer son cas et qui plonge le lecteur dans un univers de terreur et de désespoir, démasque le délir de ce narrateur ?

Quoi qu’il en soit, Le Horla est un témoignage impressionant de l’angoisse sans retenue.
Profile Image for Έλσα.
591 reviews137 followers
October 13, 2019
Ένα υπέροχο διήγημα του Μωπασάν που ουσιαστικά περιγράφει την παράνοια στην οποία είχε επέλθει αφού νοσούσε από σύφιλη.
Πρόκειται για ένα ημερολόγιο στο οποίο καταγράφονται με γλαφυρό τρόπο οι φρικτές μέρες ένος ανθρώπου που νόμιζε πως τον παραμονεύει ένα άυλο ον. Κάθε μέρα φανταζόταν πως "Αυτός" προσπαθεί να του ρουφήξει τη ζωή, τον κατασκοπεύει κ επιθυμεί να τον υποδουλώσει. Βιώνει περίεργα γεγονότα τα οποία δεν μπορεί να τα εξηγήσει.

《Τελείωσ� η κυριαρχία του ανθρώπου� 《τώρ� θα μας κυριεύει " Αυτός"�.

Μόνο ένας τρόπος υπάρχει για να τον ξεγελάσει κ να γλιτώσει από τον 《οξαποδώ�, να τον εξοντώσει.

Πώς γίνεται να εξοντωθεί ένα τέτοιο πλάσμα που είναι δημιούργημα του μυαλού κ όλα όσα βιώνει είναι παραισθήσεις; Μόνο ένας τρόπος υπάρχει δυστυχώς...
Profile Image for Piero Marmanillo .
325 reviews32 followers
July 23, 2021
Leído en sus dos versiones. Es el cuento más extenso sobre terror psicológico o paranormal que he leído del genial Guy de Maupassant.
En ambas versiones se narra la historia de un hombre que vive de forma apacible. Luego de forma inexplicable aquel hombre empieza a experimentar problemas de sueño e incluso pesadillas. Eso lo angustia. El problema va en aumento hasta el punto en que él mismo cree ver algo insólito: La aparición de un ente, una energía, algo que espeluzna y que podría tratarse de un ser superior al hombre y que ha llegado para quedarse e instaurar una nueva era.

¿Locura?¿Alucinaciones?¿Eventos paranormales? Todo queda en duda ante la narración de los hechos pero lo que queda claro es que estos eventos misteriosos como asombrosamente increíbles y terroríficos son insoportables al entendimiento humano.

Una obra maestra.

Muy recomendable.

La literatura de Guy de Maupassant me ha sido un gran descubrimiento.
Profile Image for John.
200 reviews
June 11, 2010
When Guy de Maupassant wrote this book in 1887, the world was changing. Hypnotism had been discovered and techniques were under development, Maxwell was describing the relationship between magnetism and electricity, Hertz had discovered radio waves and Marconi was about to put them to use, X-rays had been discovered but not studied, and within 10 years Marie and Pierre Curie would start working together. It was apparent that the world was a much stranger place than was visible to the limited senses of man.

These stories capture the sense of wonder and fear that must have arrived with those amazing discoveries. de Maupassant makes the point that there's more in this world than we know, and extrapolates from there what some of those things might be, and what effect they might have on the lives of normal humans, who suddenly seemed much less significant than Christianity previously led them to believe.

I find de Maupassant's writing to be easy to read - he seems to be a gifted story teller - and his invocation of the atmosphere of wonder and dread survives even my limited French comprehension. This is a great book in anyone's language.
Displaying 1 - 30 of 1,345 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.